برگردان به زبان ساده
ای روشنی از روی تو چشم نگران را
این روشنی چشم مبادا دگران را
هوش مصنوعی: ای روشنی چهره تو، چشم نگران من به تو وابسته است؛ امیدوارم که این نور چشم، به دیگران نتابد.
با حسن تو و ناز تو سوزی و نیازی
جان نگران را دل صاحب نظران را
هوش مصنوعی: با زیبایی و ناز تو، جان نگران و دل دانشمندان نیازمند توجه و محبت تو میشود.
زاهد ز تو پوشد نظر و عقل فروشد
آن بی خبران را نگر این بی بصران را
هوش مصنوعی: زاهد از تو چشم میپوشد و عقلش را به نادانی میفروشد. به این بیخبران نگاه کن و ببین که چگونه نمیبینند.
از پیش من آن جان جهان را گذرانید
تا خوش گذرانیم جهان گذران را
هوش مصنوعی: بروید و جان جهان را از پیش من بگذرانید، تا ما هم بتوانیم در این دنیای گذرا خوش بگذرانیم.
جان از سر کوی تو ندارد سر پرواز
مرغی که چمن یافت نجوید طیران را
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو آنچنان آشفته است که مانند پرندهای نمیتواند پرواز کند. چرا که در باغی که گلی پیدا کند، دیگر به پرواز و آزادی فکر نمیکند.
گفتم بحق آن دل سنگین که وفایی
وقعی نبود پیش تو سوگند گران را
هوش مصنوعی: گفتم به حق آن دل سنگینی که وفا و ارزشی در برابر تو وجود ندارد، سوگندهای سنگین را.
بنما بکمال آن لب و خون خوردن او بین
کآن باده حلال است چنین نقل خوران را
هوش مصنوعی: آن لبهای زیبا را به نمایش بگذار و ببین چگونه او شراب مینوشد، که این نوشیدن حلال است برای کسانی که به سادگی در حال نقل و قول هستند.