برگردان به زبان ساده
ز رویم وقت کشتن می رود رنگ
که میترسم بگیر تیغ او زنگ
هوش مصنوعی: از چهرهام رنگ میرود چون وقت مرگ نزدیک است و از ترس این که نکند تیغ او ز rust بگیرد.
گذشت از خون من نارانده شمشیر
چه حکمت بود پیش از آشتی جنگ
هوش مصنوعی: چرا قبل از اینکه صلح و آشتی کنیم، شمشیر خون من را نریزد؟ این نشان میدهد که درگیری و جنگی که در گذشته رخ داده، چه حکمت و معنایی داشته است.
به بازی گل زدم ناگه برو گفت
چرا بر شاخ نازک میزنی سنگ
هوش مصنوعی: ناگهان به گل بازی کردم، که ناگهان صدایی آمد و گفت چرا بر شاخ نازک ضربه میزنی؟
چو بوسی میدهی باریه روانتر
که دارم با دهانش فرصتی تنگ
هوش مصنوعی: وقتی که تو بوسهای به من میدهی، احساس میکنم که روح من آزادتر میشود، چراکه با دهانم فرصتی برای ابراز احساسات ندارم.
سگم می خواند و می خواهدم عذر
سگی باشم اگر دارم ازین ننگ
هوش مصنوعی: به من می گوید که مثل یک سگ باشم و از این مورد شرمنده نمی شوم.
به من هر غم کرو آید رود آه
به استقبال او تا نیم فرسنگ
هوش مصنوعی: هر غمی که به سراغم بیاید، من با آه و ناله به استقبالش میروم، حتی اگر این درد تا نیم فرسنگ دور باشد.
کمال از دل نیاری ناله بیرون
که رسوائیست چون خارج شد آهنگ
هوش مصنوعی: هرگز از دل خود نالهای سر نزن، زیرا این کار باعث رسوایی میشود، مثل آهنگی که زمانی که از دل خارج میشود، دیگر قابل کنترل نخواهد بود.