برگردان به زبان ساده
آرزو برده ام که چشم تو باز
کشدم گه به عشره گاه به ناز
هوش مصنوعی: من آرزو میکنم که چشم تو را باز کنم تا در جمع دوستان و عشقورزان با ناز و لطافت حضور داشته باشی.
ما خریدیم اگر فروشد دوست
نیم نازی بصد هزار نیاز
هوش مصنوعی: اگر دوست ما را بفروشد، ما هم او را به قیمت بسیار بالایی خریدهایم و نیازی به هیچ چیز دیگر نداریم.
گر کشی خوان وصل لب بگشای
که نخست از نمک کنند آغاز
هوش مصنوعی: بیا و در آغوش وصال عشق را باز کن، زیرا که آغاز این عشق از لطافت و شیرینی است.
سر ما زیر پا فکن جان نیز
هرچه گفتیم بر زمین انداز
هوش مصنوعی: هر چه که گفتیم و خواستیم، فراموش کن و ما را نادیده بگیر، حتی اگر این کار به معنای نادیده گرفتن زندگیام باشد.
گفتم از زلفت از چه دورم؟ گفت:
زان که رفتی به فکر دور و دراز
هوش مصنوعی: گفتم چرا از موهایت دورم؟ پاسخ داد: چون در فکر و خیالات دور و دراز هستی.
در شکر ریز فکر خویش کمال
قند هر یک سخن مکرر ساز
هوش مصنوعی: در شیرینی افکار خود، ویژگیهای خوب هر سخن را بارها تکرار کن.
تا بیابد به چاشنی گیری
شکر از مصر و سعدی از شیراز
هوش مصنوعی: در پی این است که از مصر شکر بیاورد و سعدی نیز از شیراز بهرهمند شود.