برگردان به زبان ساده
دارم اندک روشنائی در بصر
بی جمال او ولی فیه النظر
هوش مصنوعی: من در چشمانم کمی روشنی دارم، هرچند که او زیبایی ندارد، اما در نگاه به او احساس شعف میکنم.
چشم مشتاقی براه انتظار
خاک شد وز خون دیده خاک تر
هوش مصنوعی: چشمهای مشتاق به سراغ راهی برای رسیدن به چیزی از دست رفته هستند و از اشکهایی که ریختهاند، زمین نمناک و خیس شده است.
سرخ گردد هر که از هر سو دوید
اشک ما سرخ از دویدن شد مگر
هوش مصنوعی: هر کس که از هر طرف بیوقفه تلاش کند، مانند اشکهای ما که از شدت دویدن سرخ شدهاند، سرخ خواهد شد.
من شکرها خوردم از شکر لبش
راست فرمودند تجزیه من شکر
هوش مصنوعی: من از شیرینی لب او، بسیار شیرینی چشیدم و راست گفتند که من همانند شکر هستم.
چشمه او افتاده در دلهای ماست
همچو مستی در دکان شیشه گر
هوش مصنوعی: جریان عشق و احساسات عمیق در دلهای ما مانند حالتی است که مستی در مغازه شیشهگر وجود دارد. اینجا به نوعی به دروننگری و تأثیر عشق بر روح انسان اشاره شده است.
شب زدم سر بر در و دیوار او
چون سحر شد باز بردم دردسر
هوش مصنوعی: در شب به در و دیوار او تکیه زدم و با آمدن صبح، دوباره با مشکل و دردسر روبرو شدم.
گریه بیدادش نشست از دل کمال
لایزیل الماء نقشة فی الحجر
هوش مصنوعی: گریهاش به شدت از دلش برمیخیزد، مانند لکهای که بر روی سنگ باقی میماند و از بین نمیرود.