برگردان به زبان ساده
وَرَقِ روی تو عُشّاق نکو میخوانند
چون رسد کار به زلفت همه درمیمانند
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی از زیباییهای صورت تو سخن میگویند به وصف و ستایش آن میپردازند، اما وقتی به زلفهای پیچیده و دلربای تو میرسند نمیدانند چه بگویند و حیران میمانند.
صورتت صاحبِ معنی ز ملک بدانست
لیکن اهل نظرت بهتر از این میدانند
هوش مصنوعی: صورت تو از نظر ملک و زیباییشناسی با ارزشی است، اما کسانی که به حقیقت نگاه میکنند، بیشتر از اینها دربارهات میدانند.
ساعد و دست توام بیم نمایند به تیغ
تشنه را این همه از آب چه میترسانند
هوش مصنوعی: چند نفر از دشمنان به خاطر قدرت تو میهراسند، اما این همه شجاعت و قدرت تو از آب چه سودی خواهد داشت؟
رفتی و ماند خیال دهنت با دلِ تنگ
چون ندارند اثری هردو به هم میمانند
هوش مصنوعی: وقتی که تو رفتی، یادِ لبخندت در دلِ من مانده و این دلِ تنگ من تنهاست. حالا این دو با هم در درد و غمها میپیوندند، چرا که هیچ یک نمیتوانند اثر مثبتی بر دیگری بگذارند.
میکنم پیش رقیبان به قدت نسبتِ نِی
تا چو آنی به سر و چشمِ منت بنشانند
هوش مصنوعی: من برای اینکه با رقبایم برابری کنم، قد و قامت تو را به آنان نشان میدهم تا وقتی به تو نگاه میکنند، به خوبی و احترام تو پی ببرند.
اشک را خاک درت سایِلِ بیحاصل خواند
هرکه شد راندهٔ درگاه چنینش خوانند
هوش مصنوعی: هر کسی که از درگاه راند شود، اشکهایش را بیفایده میداند و مانند خاک در محراب توصیف میکند.
چند پوشی ز کسان راز دل و دیده کمال
کاین دو چون امر محال است که پنهان مانند
هوش مصنوعی: چقدر ممکن است راز دل و نگاهت را از دیگران پنهان کنی، در حالی که این دو مانند امری غیرممکن است که بتوانند پنهان بمانند.