برگردان به زبان ساده
نام مَه بردم شبی روی توام آمد به یاد
در دل شب حلقهٔ موی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: در شبی که نام ماه را به یاد میآورم، تصویر تو در ذهنم زنده میشود و در دل شب، دلم به یاد حلقههای موی تو میتپد.
در نماز عشق پیش قبله رخسار تو
سورهٔ نون خواندم ابروی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: در هنگام نماز عشق، رو به قبله، چهره تو را دیده و آیهای را به یاد میآورم؛ ابروی تو در ذهنم زنده میشود و روح من را خسته میکند.
وصف اغلال و سلاسل خواندم اندر آیتی
از گرفتاران گیسوی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: در آیهای دربارهی بند و زنجیر صحبت شده است که خواندم و در همین حین به یاد گیسوی تو افتادم.
اشک را دیدم به سر غلتان میان خاک و خون
کشتگان چشم جادوی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: اشک را دیدم که در خاک و خون کشتگان سرگردان بود، و به یاد چشم سحرآمیز تو افتادم.
زاهدی میکرد روزی وصف رضوان و بهشت
از مقیمان سر کوی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: روزی زاهدی در حال صحبت درباره زیباییهای بهشت و رضوان بود و این موضوع او را به یاد منشیان و ساکنان کوی تو انداخت.
چون شنیدم ذکر طوبی گه بلند و گاه پست
اعتدال سرو دلجوی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: وقتی نام طوبی را شنیدم که گاهی در بلندی و گاهی در کوتاهی قرار دارد، به یاد سروِ خوشنقش و دلربای تو افتادم.
میگشودم همچو گل اوراق دیوان کمال
بوی جان آمد از آن بوی توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: مانند گل، صفحات کتاب زیبایی را میگشودم و از بوی آن، یاد تو در ذهنم زنده میشد.