برگردان به زبان ساده
گر دل ز دسته زلف تو افغان کشیده بود
عیش مکن به ناله که کژدم گزیده بود
هوش مصنوعی: اگر دل به خاطر زلف تو ناله و آهکشی کرده است، نباید با سرخوشی و شادی برخورد کنی، زیرا این دل دردی دارد که مانند نیش کژدم زخم خورده است.
هر نیش غم که خورد دل خسته آن همه
از غمزه نو دید که در خواب دیده بود
هوش مصنوعی: هر سختی و ناراحتی که دل زخمخورده تحمل میکند، حاصل همان درد و غمهایی است که قبلاً در خواب دیده و تجربه کرده است.
عاشق ز چشم شوخ و چشم وفا نداشت
بودش طمع بزلف تو آن هم بریده بود
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر چشمان جذاب و بازیگوش تو، دلبسته شده بود، اما در دلش امیدی به موهای تو نداشت، چون آنها هم کوتاه و بریده بودند.
بر لب خطت نوشته یاقوت خوانده اند
آن خال نقطه از قلم او چکیده بود
هوش مصنوعی: در لب خط تو، یاقوت نوشته شده و آن خال، نقطهای است که از قلم او فرو ریخته است.
گر باز بافت دانه خال نو مرغ جان
مشمر عجب که مرغ نشاطم پریده بود
هوش مصنوعی: اگر دوباره دانههای زندگی را با عشق و امید بکارم، نباید تعجب کنم که پرواز شادیم از دست رفته بود.
دیدیم باز آن رخ زیبا علی الصباح
امروز صبح ما چه مبارک دیده بود
هوش مصنوعی: امروز صبح دوباره آن چهره زیبا را دیدیم و چقدر این لحظه برای ما خوشیمن و خوشایند بود.
کرد آن نفس به جان سر و زر پیشکش کمال
کآن شوخ را به دل شدگان دل کشیده بود
هوش مصنوعی: او با نفس خود جان و ثروت را به عنوان هدیهای از کمال به آن شوخ و دلربا تقدیم کرد، زیرا او دلهای با احساس را مجذوب خود کرده بود.