برگردان به زبان ساده
آنکه هرگز سوی من چشم رضائی نگشاد
یارب از چشم بد خلق گزندش مرساد
هوش مصنوعی: کسی که هیچگاه با نگاهی به من رضایت نشان نداد، ای کاش از چشمهای بد و آزاردهنده دیگران دچار آسیب و گزند نشود.
مرحبانی طعم بود ازو در همه عمر
سعی بسیار نمودم ولی دست نداد
هوش مصنوعی: لذت و خوشی از او در طول زندگی احساس کردم، اما هرگز نتوانستم به آن دست یابم.
سالها رفت که خالی نیم از یاد کسی
که نباید همه عمرش ز من دلشده باد
هوش مصنوعی: سالها گذشته و من هنوز از یاد کسی که نباید، خالی هستم، کسی که تمام عمرش دلش به سوی من رفته است.
آید آن روز که خواهد لب شیرین ای دل
عذر آن داغ که بر سینه فرهاد نهاد
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که دل شیرین تو، از یاد آن درد عمیق که فرهاد بر سینهاش برداشت، عذرخواهی خواهد کرد.
من ز دست غم او گرچه فتادم از پای
هیچ کاری به جهان خوشتر ازینم نفتاد
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر غم او بینیاز شدم و از پا افتادم، اما هیچ چیز در جهان برای من خوشایندتر از این نیست که به خاطر او چنین حالتی دارم.
دل هلال تن خود خواست غمش آمد و گفت
مخور این غم که منت زود رسانم بمراد
هوش مصنوعی: دل به صورت هلال شکل خواستههای جسم خود را میجوید، اما غم به او نزدیک میشود و میگوید نگران نباش، که به زودی به خواستهات میرسم.
دوش میگفت فراق رخ جانان به کمال
که هنوزت رمقی هست ز جان شرمت باد
هوش مصنوعی: شب گذشته سخن از جدایی چهره محبوب گفت که هنوز هم نشانههایی از زندگی در وجودت باقی مانده، ای شرم بر تو!