برگردان به زبان ساده
هر تیر که بر سینهام آن فتنهگر انداخت
دل سهل گرفت آن همه چون بر سپر انداخت
هوش مصنوعی: هر بلایی که آن فریبنده بر دل من آورد، دل من مانند شتر دلبسته به زین و سپر شد و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.
دلخسته نشد عاشق از آن تیر و نیازرد
دلخسته از آن شد که به روز دگر انداخت
هوش مصنوعی: عاشق از آنچه که او را نیازارید، دلسرد نشد. دلسردی او به این دلیل بود که روز دیگری به انتظارش میافتاد.
زآن تیر که انداخت کسی دور به دعوی
ما را ز خود آن شوخ از آن دورتر انداخت
هوش مصنوعی: کسی به خاطر ادعای ما، ما را از خود دور کرد و آن فرد زیرک نیز ما را حتی بیشتر از آن فاصله دورتر انداخت.
باز آمد و بر تیر دگر چشم دگر دوخت
هر صید که آن غمزه به تیر نظر انداخت
هوش مصنوعی: او دوباره بازگشت و با نگاهی جدید به زیبا نگریست، هر شکارچی که آن چشمان فریبا را با تیر نگاهش هدف قرار داده بود.
تا مرغ چرا بست پر خویش بر آن تیر
مرغ دلم از حسرت آن بال و پر انداخت
هوش مصنوعی: مرغی که پرهای خود را به خاطر حسرت آن تیر پرواز میکند، دل من هم به خاطر آرزوهای ناکامش، بال و پر خود را کنار گذاشته است.
عاشق به دو صد زخم چو قانع نشد از یار
یک تیر چه باشد سوی باران اگر انداخت
هوش مصنوعی: عاشق با وجود دو صد زخم از جانب محبوبش، راضی نمیشود و نمیتواند از او دست بردارد. حال اگر کمی باران به او برسد، چه سودی خواهد داشت؟
تیرت به دل ریش کمال آمد و گم شد
خواهی که شود بافته باید دگر انداخت
هوش مصنوعی: در دل انسان، محبت و احساسات عمیق وجود دارد که ممکن است گم شود. اگر میخواهی این احساسات دوباره به وجود بیایند و نمایان شوند، باید تغییراتی در زندگی و شرایط خود ایجاد کنی.