برگردان به زبان ساده
دام دلهاست زلف دلبر ما
خوانمش دام ظله ابدا
هوش مصنوعی: زلف دلبر ما همچون دام دلهاست که هرگز از آن رهایی نیست.
صید از آن دام زلف چو بجهد
زآنکه دامی است پیچ پیچ و دوتا
هوش مصنوعی: وقتی کسی از دام زلف محبوب فرار کند، به دلیلی این کار دشوار است، چون آن دام به گونهای پیچیده و گرهخورده است که فرار از آن ساده نیست.
تا جدا ساختی ز بند دو زلف
دل من ساختی ز بند جدا
هوش مصنوعی: وقتی که زنجیرهای محبت را از هم باز کردی و از دو زلفت دور شدم، دل من را هم ذره ذره از بند آزاد کردی.
گه کشم ناز و گه کشم زلفت
بنگر کز تو می کشیم چها
هوش مصنوعی: گاهی ناز میکنم و گاهی زلف تو را مینگرم که چه احساسی از تو دریافت میکنم.
ریخت خونهای تازه در کویت
تا بریدند سر دو زلف ترا
هوش مصنوعی: خونهای تازهای در خیابان تو ریخته شد تا موهای زیبای تو را قطع کنند.
گوید آن زلف لا چو خواهم وصل
چند گوید سیاه رو لالا
هوش مصنوعی: وقتی زلف سیاه تو را میبینم، چقدر دلباختهام که وقتی میخواهم به تو برسم، فقط حیران میمانم و نمیتوانم چیزی بگویم.
خاک راه تو شد کمال و تو زلف
هم نکردی به خاک راه رها
هوش مصنوعی: خاکی که زیر پای توست، به کمال رسیده و تو حتی موهایت را هم به آن خاک نمی سپاری و آنها را رها کردی.