برگردان به زبان ساده
چه رها کنی به شوخی سر زلف دلربا را
که ازو بهم برآری همه وقت حلقه ها را
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به شوخی و بیخیالی، موهای زیبای محبوبت را رها کنی، در حالی که با این کار تمام زیباییها و جاذبهها را از دست میدهی؟
به دوصد ادب برآن در چو خطاست برگذشتن
حرکات نامناسب ز چه رو بود صبا را
هوش مصنوعی: اگر در عبور از آن در، رفتاری ناپسند یا اشتباهی وجود داشته باشد، چرا باید نسیم صبا به آن جایی که ناپسند است، پا بگذارد؟
نشود ز گرد فتنه سر کوی دوست خالی
بدو زلف اگر بروبد همه عمر خاک پا را
هوش مصنوعی: اگر گرد و غباری از فتنه بر سر کوی محبوب من ببارد، هیچگاه این کوی خالی نخواهد شد. حتی اگر زلف او را بشود، من تمام عمر گرد پای او خواهم بود.
شب و روز غیر دردی نخورم بر آستانت
که دوای خوبرویان نرسد من گدا را
هوش مصنوعی: من در هیچ زمانی جز درد فراق تو نمیسوزم، زیرا دارویی برای دلهای خوبرو وجود ندارد و من گدا را یاری نمیکند.
چه دهی دلم که بخشم ز بلای خود امانت
به عطا مکن حوالت به بلا سپار ما را
هوش مصنوعی: دل من چه چیزی را بخواهد که از درد و رنج خودم رهایی یابم، ای کسی که به من هدیه نمیدهی، ما را به مشکلات بسپار.
چو بدست خویش تیغم بزنی دمی رها کن
که ز ساعدت بگیرم به حواله خون بها را
هوش مصنوعی: اگر با دقت و احتیاط به کارهای خود بپردازی و بتوانی یک لحظه آرامش داشته باشی، من نیز از تو درخواست میکنم که خون بهای کارهایی که انجام دادهای را بر عهده بگیرم.
مدهید گو طبیبان به کمال مرهم جان
چو سپرد جان به جانان چه کند دگر دوا را
هوش مصنوعی: اگر جان خود را به دوست بسپاری، دیگر چه نیازی به طبیبان و داروهاییست که ممکن است به تو کمک کنند؟