برگردان به زبان ساده
عاشق بی درد را بر در او بار نیست
محرم این بار گاه جز دل افگار نیست
هوش مصنوعی: عاشق بیدرد نمیتواند به درِ معشوق نزدیک شود، زیرا تنها کسی که میتواند به این مکان وارد شود، کسی است که دلش در تنگنا باشد و احساساتی عمیق را تجربه کرده باشد.
هست من خسته را پیش تو مردن هوس
جز هوس زیستن در سر بیمار نیست
هوش مصنوعی: من که خستهام، در کنار تو حتی خیال مردن هم ندارم؛ فقط آرزوی زندگی کردن در سر دارم.
دل بجز انکار زهد کار ندارد دگر
کار تو داری دلا چون به ازین کار نیست
هوش مصنوعی: دل تنها به انکار زهد مشغول است و کاری غیر از این ندارد. ای دل، تو کاری دیگر داشته باش که بهتر از این کار نیست.
عقل نیارد نهاد بر من بیدل سپاس
بر سر آزادگان منت دستار نیست
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند در دل من عشق ورزی کند، زیرا برای آزادگان، سپاسگزاری و احترام بر سرشان ارزش چندانی ندارد.
قیمت من کرد بار گفت نیرزد به هیچ
بهتر ازین بنده را هیچ خریدار نیست
هوش مصنوعی: من ارزشمندیام را نشان دادم و به این نتیجه رسیدم که هیچ چیز بهتر از این نیست و کسی برای خریدن من وجود ندارد.
منتظر روی حور ماند ز روی تو دور
دیده خالی ز نور در خور دیدار نیست
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر دوری از معشوق و عدم دیدار او، منتظر زیبایی و نور آن فرد است و احساس میکند که چشمش به خاطر این دوری خالی و بینور شده است.
گرچه خوش آید به چشم گلشن جنت کمال
در نظر ما به از خاک در کار نیست
هوش مصنوعی: هرچند که به نظر میرسد باغ بهشت زیباست، اما در نظر ما ارزش واقعی بهشته از خاک و زمین کمتر نیست.