برگردان به زبان ساده
زلف معشوق سرکش افتادست
عاشقان را به آن خوش افتادست
هوش مصنوعی: موهای معشوق به طور آزاد و آشفته رها شده و این برای عاشقان بسیار خوشایند و دلپذیر است.
میکشم دامتش اگرچه بلاست
عاشق او بلاکش افتادست
هوش مصنوعی: اگرچه عشق او برایم دردسرساز است، اما همچنان برای او جان میدهم.
دل به نکه رخ دل افروزان
چون کبابی بر آتش افتادست
هوش مصنوعی: دل مانند کبابی است که بر روی آتش افتاده و به شدت در حال سوختن و تب و تاب است، از زیبایی و جذابیت چهرههای دلربا رنج میبرد.
دیده را از نظاره سیری نیست
لوح خوبی نقش افتادست
هوش مصنوعی: چشم از تماشای زیبایی سیر نمیشود و تصویری از خوبان همیشه در ذهن باقی میماند.
زلفت از باده و رشته جانم
از هوا در کشاکش افتادست
هوش مصنوعی: موهای تو به مانند شراب است و جان من به تماشای آن در نوسان و اضطراب قرار گرفته است.
فئ زلف تو راست نتوان خواند
که سوادی مشوش افتادست
هوش مصنوعی: زیبایی و حقیقت زلف تو به قدری پیچیده و نامشخص است که نمیتوان آن را به طور واضح و روشن بیان کرد.
آدمیت مجر ز بار کمال
کان جفا جو پریوش افتادست
هوش مصنوعی: انسانیت به خاطر کمال و فضایل از بین رفته است، زیرا ظلم و ستم بر معشوق باعث افت آن شده است.