برگردان به زبان ساده
دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست
کرد که به خون ریختن بنده کرم فرمودست
هوش مصنوعی: دل به خاطر آن نگاه جذاب، بسیار شاکر و خوشحال است، چرا که با فرمان بندگی، به ریختن خون من، لطف و محبت نشان داده است.
کشته عشق رخ اوست گل رنگین نیز
دامنش بیسیبی نیست که خون آلودست
هوش مصنوعی: عشق او مرا به شدت مجروح کرده و زیباییاش همچون گلی رنگین است. همچنین دامن او هم آغشته به خون است و نشانی از غم و درد دارد.
گفتی از خاک در خویش فرستم گردی
همچنان چشم رجا بر کرم موعودست
هوش مصنوعی: گفتی از خاک به خودم میفرستم، در حالی که همچنان چشم امید به لطف وعدهدادهشده دارم.
بخشی از خوان ملاحت به جگر سوختگان
بده امروز که حلوای لبت بی دودست
هوش مصنوعی: امروز مقداری از زیبایی و لذت خود را به کسانی که دلشان شکسته است، بده، چرا که شیرینی لبهای تو مانند حلوایی است که بدون آتش پخته شده باشد.
به جفا دور شدن از نو نباشد محمود
هر کجا پای ایازست سر محمودست
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر بدیها و بیعدالتیها از محمود فاصله بگیرد، نباید نگران باشد چون هر جا که ایاز که نماینده محمود است حضور داشته باشد، نام و قدرت محمود نیز آنجا خواهد بود.
سفر عشق تو بی واسطه راهبری
حد ثانیست که این ره ره تا محدودست
هوش مصنوعی: سفر به عشق تو بدون هیچ واسطهای است و این راه به حد نهایی میرسد، زیرا این مسیر تا زمانی که در محدوده است، ادامه دارد.
گر به سودای بیان عمر زیان کرد کمال
این که سر در قدمت سود سراسر سودست
هوش مصنوعی: اگر کسی در آرزوی بیان عمر خود را به خطر بیندازد، بهترین چیز این است که تمام توجه و خدمت به تو، سراسر مفید و سودمند است.