برگردان به زبان ساده
درد من گویید با یاران که درمان یافت نیست
پار، درماناست درمان چیست چون آن یافت نیست
هوش مصنوعی: به دوستان بگویید که دردی که من دارم درمانی ندارد. علاج چیست وقتی که آن علاج پیدا نمیشود؟
دل سکندروار خواهد تشنهلب جان برفشاند
از دهانش چون نشان آب حیوان یافت نیست
هوش مصنوعی: دل به شدت و با اشتیاق میخواهد که جانش را مانند سکندر (اسکندر بزرگ) در برابر آب حیات فدای کند، اما هیچ نشانهای از آن آب برایش پیدا نمیشود.
بر جراحتهای پیکان خسته آن غمزه را
نوش دارو جز در آن لبهای خندان یافت نیست
هوش مصنوعی: بندهای پر از خستگی و درد آن چشمهای زیبا به جز لبهای خندان، هیچ دارویی برای تسکین ندارد.
کس نمییابم که رحمی بر غریبان آورد
گوییا در شهر خوبان یک مسلمان یافت نیست
هوش مصنوعی: من هیچکس را پیدا نمیکنم که برای بیگانگان رحم و محبت داشته باشد، به نظر میرسد که در این شهر پر از خوبیها، حتی یک مسلمان هم پیدا نمیشود.
در چمنها گر نمییابند چون رویت گلی
عندلیبی نیز چون من در گلستان یافت نیست
هوش مصنوعی: اگر در چمنها گلی به زیبایی تو پیدا نشود، مثل من، هیچ پرندهای هم در گلزار گلی به زیبایی تو نخواهد یافت.
پیش بالایت حدیثی راست گوییم و روان
اینچنین سرو روان در هیچ بستان یافت نیست
هوش مصنوعی: ما در پیش اینترنت تو داستانی راست و صحیح را بازگو میکنیم. اینگونه که تو را میبینیم، مانند سرو روانی است که در هیچ باغی یافت نمیشود.
گفتهای بی خاک پایم چند میگریی کمال
چون نگریم چون علاج چشم گریان یافت نیست
هوش مصنوعی: میگویی چرا در غمت اشک میریزم؟ اما من وقتی به کمال مینگرم، نمیتوانم درمانی برای چشمان گریانم پیدا کنم.