برگردان به زبان ساده
هیچ شب ای مه از وطن جانب ما نیامدی
همچو شهان به مرحمت سوی گدا نیامدی
هوش مصنوعی: ای ماه شب، هیچ شب به خاطر ما از دیار خود نیامدی، مانند پادشاهان با محبت به سوی گدا نیامدی.
سوخت غمم چو از دعا حاجت ما روا نشد
هیکل خویش سوختم چون به دعا نیامدی
هوش مصنوعی: غم و اندوهم به حدی است که مانند آتش میسوزد، و وقتی دعا کردم تا مشکل من حل شود، نشد. پس به خاطر عدم پاسخ دعایم، به مانند آتش در وجود خودم سوختم.
آمده به قصد جان هجر تو کشته شب مرا
درد و دریغ جان من دوش چرا نیامدی
هوش مصنوعی: شبی که خاطر تو را با خود داشتم و به شدت دلتنگ تو بودم، درد جدایی از تو مرا در مرز نابودی قرار داد. کاش تو دیروز به نزد من میآمدی.
نیست سزای دیدنت دیده بگیر ز آینه
زانکه جمال خویش را جز تو سزا نیامدی
هوش مصنوعی: دیدن تو لیاقت میخواهد، پس از آینه دوری کن؛ زیرا تنها کسی که شایستهی زیباییاش هست، خود تو هستی و هیچکس دیگری.
از سر زلف دلکشت کس نشنید بوی جان
تا به سر شکستگان همچو صبا نیامدی
هوش مصنوعی: هیچکس بوی جان را از گیسوان دلربا نشنیده است تا اینکه تو، همچون نسیم صبا، به میان شکستهدلان نیامدی.
جان نفشانده بر در کعبه وصل دلبران
طوف مکن چو از سَرِ صدق و صفا نیامدی
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و دلی که به معشوق داری، جان خود را بر در خانه ی عشق نگذار. بیهوده در عبادت و طواف نچرخ، چرا که اگر با صداقت و پاکی نیامده باشی، اعتبار ندارد.
هست کمال گفتیم این همه درد گرد تو
درد کجا رود دگر چون تو دوا نیامدی
هوش مصنوعی: ای کاش تمام مشکلات و دردهایی که دور و بر تو هست، میتوانستند از بین بروند، اما وقتی تو درمانی برای این دردها نیامدی، دیگر جای دیگر دردها کجا میتوانند بروند؟