برگردان به زبان ساده
دگر باره تیغ جفا بر کشیدی
ز باران دیرینه باری بریدی
هوش مصنوعی: بار دیگر، با ظلم و ستم خود، زخمهایی میزنی که از گذشته بر دلها نشسته بود.
به قتل محبان شدی باز رنجه
بنابادت ای دوست زحمت کشیدی
هوش مصنوعی: ای دوست، تو با زحمت و فشاری که به دل عاشقان آوردی، موجب رنج و درد آنها شدی.
من از حسرتت گرچه مردم خوشم هم
که باری تو با آرزویی رسیدی
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر حسرت تو جان دادم، اما خوشحالم که تو بالاخره به آرزویت رسیدی.
ترا هر چه گفتیم گفتی شنیدم
حدیثی شنیدی ولی کی شنیدی
هوش مصنوعی: هر چیزی که ما به تو گفتیم، تو هم پاسخ دادی که شنیدی. حدیثی را هم که شنیدی، اما چه زمانی واقعاً آن را شنیدی؟
چه دانی ز حال من ای جان شیرین
که تو تلخی هجر کمتر کشیدی
هوش مصنوعی: ای محبوب شیرینزبان، تو از حال و روز من بیخبر هستی؛ چون تو تلخی جدایی را کمتر تجربه کردهای.
بکوی تو چون آب هرگز نرفتم
که چون سرو دامن ز من در کشیدی
هوش مصنوعی: هرگز به سوی تو نرفتم مانند آب، چون تو دامن از من کشیدی و مرا در خود محو کردی.
کمال آرزو داشتی خاک پایش
به چشم خود الحمد لله که دیدی
هوش مصنوعی: تو آرزوی رسیدن به کمال و قرب او را داشتی، حالا خوشحال باش که توانستی خاک پایش را با چشمان خود ببینی.