برگردان به زبان ساده
گریهٔ خون سرِ ره بر منِ درویش گرفت
عاقبت اشک طریق عجبی پیش گرفت
هوش مصنوعی: گریهٔ خونین من در مسیر زندگیام به من دست داد و در نهایت اشکم راهی عجیب را در پیش گرفت.
تا چرا نیش غمت تیز گذشت از جگرم
جگر ریش مرا هست توان بیش گرفت
هوش مصنوعی: چرا درد و غم تو به شدت از درونم گذشت و جگرم را دریده است؟ من دیگر تاب این رنج را ندارم.
با غم و درد دل و جان چو مدارا کردند
ناوک تو طرف جان و دل ریش گرفت
هوش مصنوعی: با وجود غم و درد، دل و جان را تحمل کردند، اما تیر عشقت به جان و دل آنها زخم عمیقی زد.
تا شکستی نرسد از طرف محتسبش
دم به خود برد صراحی و سر خویش گرفت
هوش مصنوعی: تا زمانی که از طرف نگهبان میخانه خبری نرسد، او شیشه نوشیدنی را بر میدارد و سر خود را پایین میآورد.
خیر شد عاقبت کار خیالی در عشق
تا کم این خردِ عاقبتاندیش گرفت
هوش مصنوعی: در نهایت، ماجرای عشق به خوبی پیش رفت و این باعث شد که عقل و فکر باریکبین در مورد آینده کمتر به دردسر بیفتد.