برگردان به زبان ساده
سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست
شیوهٔ چشم تو بر وجه نکو افتاده ست
هوش مصنوعی: سنبل باغ تو، عطری دلانگیز دارد و زیبایی چشمانت بر چهرهات جلوهگری میکند.
بادهٔ ناب به دور لب لعلت مثَلی ست
کاین چنین در دهن جام و سبو افتاده ست
هوش مصنوعی: شراب خالص دور لبهای زیبای تو مانند مثالی است که در آن جام و سبو به این شکل قرار دارند.
تا رسد با تو به صد آبله گون پای سرشک
همه شب گرم دویده ست و به رو افتاده ست
هوش مصنوعی: به زحمت و تلاش بسیار، فردی برای رسیدن به هدفش شبانهروز کوشش کرده و از خستگی و تلاش خود به زمین افتاده است. حالا در این مسیر، دچار زخمها و مشکلاتی شده که نشاندهنده سختی راه اوست.
از سر زلف و میان تو که رمزی ست لطیف
فرق تا مویِ میان یک سر مو افتاده ست
هوش مصنوعی: از زیبایی و لطافت زلفت که نشانهای از راز و جذابیت توست، تا فرق سر و موی وسطیات، همه در این یک تار مو خلاصه شدهاند.
قصّهٔ حال من و گشتِ سر کوی بتان
از صبا پرس که بر هر سر کو افتاده ست
هوش مصنوعی: حالت من و ماجرای دوری از محله معشوقان را از نسیم بپرس، چون بر هر گوشهای از این کوچه، ردّی از عشق وجود دارد.
راست از چشم خیالیّ و خیال قد او
سروِ بستان ارم بر لب جو افتاده ست
هوش مصنوعی: در حقیقت، او از دیدگاه خیالی و تصویرسازیاش به قد بلند و زیبا مثل سرو در باغ ارم مینگرد که در کنار آب قرار گرفته است.