برگردان به زبان ساده
از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
وز سرو قدت فتنه به عالم علَمی یافت
هوش مصنوعی: از سبزهی خط تو، برگ گلی به یادگار مانده و از قامت تو، دنیایی از زیبایی و جذابیت پدید آمده است.
اکنون دل و نقش دهن تنگ تو کز وی
بسیار طلب کرد نشانیّ و نمی یافت
هوش مصنوعی: اکنون دل و حالت دلم به خاطر تو، که از او نشانههای زیادی میخواستم، اما چیزی پیدا نکردم.
دل پیش قدت سرو سرافراز چمن را
از شیوهٔ صاحب قدمی بی قدمی یافت
هوش مصنوعی: دل، به خاطر زیبایی و قدبلندی تو، حتی درختان سرو را که نماد سرسبزی و خوشبختی هستند، از راه و ذوق کسانی که تجربه و قدمتی در این زمینه دارند، حسرت میخورد.
آزرده چنانم که ز حال دل ریشم
هرکس که شد آگه به حقیقت المی یافت
هوش مصنوعی: من به شدت آزردهام و به قدری دردمند هستم که هر کس از حال و وضعیت من باخبر شود، حقیقت درد و رنج من را درک خواهد کرد.
ای نی به تو گرم است دگر جان خیالی
کز نالهٔ دلسوز تو بیچاره دمی یافت
هوش مصنوعی: ای نی، من به تو وابستهام و دلم به یاد تو گرم است، زیرا با نالههای دلسوز تو، آن بیچاره لحظهای آرامش یافته است.