برگردان به زبان ساده
ما را ز سر خیال تو بیرون نمیشود
عهدی که هست با تو دگرگون نمیشود
هوش مصنوعی: ما هرگز نمیتوانیم از فکر و خیال تو خارج شویم و پیمانی که با تو بستهایم، هرگز تغییر نخواهد کرد.
سر مینهم به پای خیالت ولی چه سود
بیروی بخت کار به سر چون نمیشود
هوش مصنوعی: من به یاد تو، سر فرو میآورم، اما چه فایده وقتی که بخت من بیروزی است و هر چه میخواهم، به دست نمیآورم.
عاقل نباشد آنکه به لیلیوَشی چو تو
سودای وصل دارد و مجنون نمیشود
هوش مصنوعی: عاقل کسی نیست که به خاطر عشق تو امیدوار به وصال باشد و دیوانه نشود.
وه کز تو سوختیم چو عود و هنوز کار
در چنگ روزگار به قانون نمیشود
هوش مصنوعی: ما از شدت عشق تو مانند عود سوختهایم، اما هنوز مشکلات زندگی به دلخواه و قانونمندی حل نمیشوند.
دردیده و دلیّ و دمی نیست زاین حسد
کاندر میان دیده و دل خون نمیشود
هوش مصنوعی: هیچ دلی به خاطر حسادت در درون خود، دردی احساس نمیکند و بین دیدن و احساس کردن، هیچ خون و غمی وجود ندارد.
شب نیست کز غم مه رویت هزار بار
آهِ من شکسته به گردون نمیشود
هوش مصنوعی: در هیچ شبی نیست که من به خاطر غم روی تو، هزار بار ناله کرده باشم و این نالهام به آسمان نرسد.
هر نکتهای که طبع خیالی خیال بست
بیاقتضای قدّ تو موزون نمیشود
هوش مصنوعی: هر نظری که ذوق خیال تو به آن رسید، بدون توجه به ویژگیهای تو نمیتواند هماهنگ و زیبا باشد.