برگردان به زبان ساده
آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
دشمنان را دوست گشت و دوست را دشمن گرفت
هوش مصنوعی: افسوس! به خاطر تلاشهای رقبای من، یارم مرا ترک کرد. دشمنانم حالا دوستان من شدهاند و دوستانم به دشمنانم تبدیل گشتهاند.
گر شد از دستِ غمش پاره گریبانم چه غم
چون بدین تدبیر روزی خواهمش دامن گرفت
هوش مصنوعی: اگر از درد و غمش دست بردارم و دلم آرام بگیرد، چه نگرانیای دارم؟ چون با این تدبیر، روزی او را در آغوش خواهم گرفت.
ز آن گرفتار بلا شد دل که خونم خورده بود
تو مکن جانا چنین کاو را دعای من گرفت
هوش مصنوعی: دلم به خاطر کسی که در درد و مشکل گرفتار شده، آغشته به خون است. تو عزیزم، چنین نکن که دعای من مستجاب شود و برای او بدی پیش آید.
کشور جان را که ایمن بود از تاراج غم
عاقبت چشم بلا جویش به مکر و فن گرفت
هوش مصنوعی: کشور جان که از غم و اندوه در امان بود، در نهایت به تدریج دچار بلایای ناگهانی و فریبهایی شد که به وسیلهٔ نیرنگ و حیله به سراغش آمدند.
تا چرا گل را به لطف عارضت تتشبیه کرد
می کند هردم صبا زین وجه بر سوسن گرفت
هوش مصنوعی: تا به حال پیش آمد که گل را به زیبایی و لطافت چهرهات تشبیه کردهاند و هر لحظه نسیم به خاطر این تشبیه، سوسن را به دست میگیرد.
با خیالی در محل قتل تیغش هرچه گفت
سر نپیچید و گناه خویش بر گردن گرفت
هوش مصنوعی: با تصوری که در مکان قتل او داشت، هر چه را گفت، به حرفش اعتنا نکرد و بار گناه خود را بر دوش کشید.