برگردان به زبان ساده
خطت را تا به خون ریزی نشان شد
به شوخی غمزه ات صاحبقران شد
هوش مصنوعی: نگاه تو به قدری تاثیرگذار است که حتی خط خونریزی را به مزاحی تبدیل کرده و باعث شده است که دلها به تو عشق بورزند.
دلی کز فتنهٔ زلفت امان یافت
ز دست محنت و غم در امان شد
هوش مصنوعی: اگر دلی از شر زلفهای تو نجات پیدا کند، دیگر از درد و غم در امان خواهد بود.
شبی اشکم به راهت گرم می رفت
همین کآهسته تر گفتم روان شد
هوش مصنوعی: شبی که اشکهای من به خاطر تو به راه افتاده بود، وقتی آهستهتر صحبت کردم، اشکهایم بیشتر سرازیر شد.
اگر زاین گونه پا بر رو نهد اشک
سبک بر روی ها خواهد گران شد
هوش مصنوعی: اگر کسی با این حالت به پا روی بگذارد، اشک سبک بر چهرهاش سنگینی خواهد کرد.
گذشت از دل سپاه غمزهات تیز
ولی پیش غمت نقد روان شد
هوش مصنوعی: غمزههایت تند و تیز است و از دل سپاه آن گذشت، اما در برابر غم تو، جانم به سرعت در حال فدای توست.
خیالی را سر آشفتگی بود
چو درپیچید با زلفت همان شد
هوش مصنوعی: خیالی پر از آشفتگی و بینظمی، زمانی که در زلف تو پیچید، همان حالت را پیدا کرد.