برگردان به زبان ساده
تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شود
ای اجل تیغی بزن تا کار من آسان شود
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که غم دوری معشوق به من آسیب میزند. ای زمان مرگ، بیزحمت دست روی من بگذار تا درد و رنج من به پایان برسد.
شربت وصلی کرم فرما که این رنجور را
بیم آن شد کز فراقت حال دیگر سان شود
هوش مصنوعی: لطفاً لطف کن و بگذار تا از شیرینی وصالت بنوشم، چرا که این روح رنجور نگران است که نکند دوری تو حالش را تغییر دهد و به وضعی دیگر دچار شود.
ای که طوفان را ندیدی باش تا روز فراق
از سحاب دیده سیل اشک ما باران شود
هوش مصنوعی: ای کسی که طوفان را تجربه نکردهای، منتظر باش تا روز وداع برسد و در آن روز، اشکهای ما همچون بارانی از ابر چشمانمان فرو بریزد.
گوی با گوی دل از چوگان زلف او خبر
تا چو من او نیز روزی چند سرگردان شود
هوش مصنوعی: خبرى از زلف او که همچون چوگان است بگو، تا او نیز مانند من روزى سرگردان و پریشانحال شود.
تا کی از اهل نظر نقش دهان تنگ تو
دل برد پیدا و از پیش نظر پنهان شود
هوش مصنوعی: تا چه زمانی دلبستگان به زیبایی و علم، تحت تأثیر چهره و ظاهر زیبا و محدود تو خواهند ماند و از درک واقعی تو دور خواهند شد؟
ای خیالی سر بنه بر خاک راهش پیش از آن
کاین سر سودازده با خاک ره یکسان شود
هوش مصنوعی: ای خیال، سر خود را بر خاک بگذار و مسیرت را پیش از آن در نظر بگیر که این سر آشفته و پریشان، به خاک راه دچار شود و همسان گردد.