برگردان به زبان ساده
خون شد دلم، نسیم صبا غمگسار شد
بر دشت شهرزور، دمی رهگذار شو
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و حسرت شده است، نسیم ملایمی که میوزد، حالتی غمانگیز به دشت شهرزور بخشیده است. لحظهای توقف کن و به این احساسات بپرداز.
رفت آنکه ما به عیش در آن بوم بگذریم
زینهار تو وکیل من دل فگار شو
هوش مصنوعی: رفت آن کس که ما در آن سرزمین به خوشی گذراندیم، حالا تو مواظب باش و دل شکستهام را درک کن.
می بوس خاک آن چمن و بعد از آن روان
نزدیک بارگاه بت پرده دار شو
هوش مصنوعی: من خاک آن چمن را میبوسم و سپس به سوی بارگاه معشوقهام میروم.
واکن به صد هزار ادب بند برقعش
حیران نقش خامه پروردگار شو
هوش مصنوعی: به خاطر ادب و احترام بسیار، با دقت به زیبایی و ظرافت پردهای که بر چهره دارد، نگاه کن و از شگفتی و حیرت نقشهایی که قلم خداوند بر آن کشیده است، مبهوت شو.
بگشا چو غنچه کوی گریبان کرته اش
محو صفای سینه آن گلعذار شو
هوش مصنوعی: بسیار زیباست که با دل گشاده و آزاد، همانند غنچهای که میشکفد، به استقبال زیبایی بروی و با خوش قلبی به دل گلابیچهرهای چون گل، نزدیک شوی.
تاری ز چین طره اش از لطف باز کن
گو سرچنار را که تورشک تتار شو
هوش مصنوعی: تار و گیسوی او را با لطف و محبت باز کن. بگو که سرچشمه و زیبایی او مانند حالتهای عشق و محبت است.
غم بر دلم نشست چو گردون ز داغ هجر
ای چشمه سار چشم تو هم سر چنار شو
هوش مصنوعی: غم بر دل من چنان سنگینی میکند که مانند آسمان پر از غم هجران میشود. ای چشمهسار چشمان تو، چقدر حسابی و ریشهدار مانند درخت چنار میشوی.
بی کاری است کار جهان و جهانیان
بگریز خالد از همه و مردکار شو
هوش مصنوعی: تنها با گذرانیدن زمان، کارها انجام نمیشود و انسانها باید از بیکاری فاصله بگیرند. خالد، از تمام این امور فرار کن و به انجام کارهای مهم بپرداز.