برگردان به زبان ساده
هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
معلوم شد مرا که تو خوف خدات نیست
هوش مصنوعی: هرگز بر من رحمتی نخواهی داشت، چون متوجه شدم که تو از خدا میترسی.
ما در قمار عشق تو جان باختیم لیک
با آن دو رخ تو شاهی و پروای مات نیست
هوش مصنوعی: ما در بازی عشق تو جان خود را باختیم، اما با وجود آن دو چهره تو، سلطنت و نگرانی از باخت برای ما اهمیتی ندارد.
بهر بلای جان سخنی جستم از لبت
خرسند کن بلات مرا گر بلات نیست
هوش مصنوعی: برای رفع مشکل و ناراحتیام، از تو تقاضایی دارم. اگر درد و رنجی وجود ندارد، خواهش میکنم با صحبتهای شیرینت مرا شاد کن.
گفتم مگر حیات بود لعل جانفزات
گفتا کلام بیهده کم گو حیات نیست
هوش مصنوعی: گفتم آیا زندگی وجود دارد که جان را شاداب کند؟ گفت: کمتر از این حرفهای بیهوده نزن، زندگی وجود ندارد.
گر بینم از وفات به بالین پس از وفات
مقصودم از خدای به غیر از وفات نیست
هوش مصنوعی: اگر بعد از مرگم بر بالینم بیایند و مرا ببینند، تنها خواستهام از خدای این است که دیگر مرگ نباشد.
خالد ز کلکت این غزل دلگشا که ریخت
جز در خور بلاغت پیر هرات نیست
هوش مصنوعی: این غزل زیبا و دلنواز از نظر بلاغت، تنها درخور کسی مانند شاعر هرات است و دیگر کسی نمیتواند به این خوبی آن را بسازد.