برگردان به زبان ساده
یکی سنگ زد آنچنان بر سرش
که افتاد از زین زر پیکرش
هوش مصنوعی: یک نفر به شدت بر سر او ضربهای وارد کرد که از زین اسبش به پایین افتاد و بدنش بر روی زمین افتاد.
روان از پرینوش در شد زمان
برآمد ز جان سپاهش فغان
هوش مصنوعی: نفس از نوش پری به شدت در جریان است و زمانی که جانش از آن نازک خسته شده، فریادش بلند میشود.
سبک بارگیها برانگیختند
ابا دیوزاده درآویختند
هوش مصنوعی: سبکبارگیها باعث شدند که دیوانگان به مبارزه بپردازند.
به یک ره بر او برگشادند دست
برآویخت با سرکشان پیل مست
هوش مصنوعی: دست او را باز کردند و او با اصرار و قدرت به سمت سرکشان رفت.
وزین سوی فرشاد پرخاشجوی
درآورد با لالهرخ رو به روی
هوش مصنوعی: فرشاد جوانی پرخاشگر و پرشور است که با چهرهای گلگون و زیبا به میدان آمده است.
پریدخت را بیشمر برشمرد
وز آن پس به پیکار کین دستبرد
هوش مصنوعی: دختر پری را با هیچکس نتوان مقایسه کرد و از آن پس به انتقام او به جنگ پرداخت.
برآویخت چون اهرمن با پری
قران کرد مریخ با مشتری
هوش مصنوعی: مریخ با مشتری مانند دو نیروی متضاد و مخالف به شکل درگیر و پرتنشی برخورد کردند، مانند اینکه اهرمن با پری به مبارزه پردازد.
پریچهره گلگون برانگیخت تند
نشد هیچ با رزم فرشاد کند
هوش مصنوعی: دختر زیبا و گلگونرو با شتابی که در خود دارد، هیچ گاه با زور و درگیری فرشاد را به چالش نمیکشد.
چنان تیغ کین زد ورا بر کمر
که دو نیمه گشت و درآمد به سر
هوش مصنوعی: چنان خطری به او حمله کرد که بدنش به دو نیم تقسیم شد و جانش بیرون رفت.
ز کینه روان جان فرشاد شد
به گردون گردنده فریاد شد
هوش مصنوعی: از روی کینه، جان فرشاد به آسمان رسید و فریادش در فضا طنینانداز شد.
سپه را ز پیکار دل سیر گشت
چو دشمن به سالارشان چیر گشت
هوش مصنوعی: ارتش از جنگ خسته و ناتوان شد، چون دشمن بر فرماندهشان پیروز شد.
به پس در پریدخت و فرهنگ گرد
برفتند باز از پی دستبرد
هوش مصنوعی: به دنبال پریدخت و فرهنگ، آنها دوباره به سمت او بازگشتند تا از او دزدی کنند.
دل لشکر از رزم و کینه نژند
ز بهر دو سالار دل مستمند
هوش مصنوعی: دل سربازان از جنگ و دشمنی ناراحت است به خاطر دو فرماندهای که دلشان در مضیقه و نیاز است.
گریزان و گریان به هر سو دوان
ز بهر دو سالار خود خونفشان
هوش مصنوعی: آشفته و نالان به هر طرف میدوند تا برای دو فرمانده خود خون بریزند.
پریدخت و فرهنگ و چندین سوار
رسیدند با تیغ زهر آبدار
هوش مصنوعی: دختر پری و فرهنگ و چند سوار با شمشیرهایی زهرآلود به ما نزدیک شدند.
گریزندگان سیه گشته بخت
بماندند بیچاره زان کار سخت
هوش مصنوعی: افرادی که از سرنوشت خود فرار کردند، به خاطر مشکلات و دشواریهایی که با آن مواجه شدند، در حسرت و ناتوانی باقی ماندند.
همی گفت هر یک به دیگر چنین
که ما را مگر بخت بد شد قرین
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به دیگری میگفت که به نظر میرسد شانس بد ما باعث این وضعیت شده است.
یسار و یمین پیش و پس دشمن است
هوا پر ز دام دلیر افکن است
هوش مصنوعی: چپ و راست، جلو و پشت، همه جا دشمن وجود دارد و فضا پر از تلههایی است که برای شکار دلیران گذاشته شده است.
به بالا کمند است و در زیر تیر
به حلیه نیابیم راه گریز
هوش مصنوعی: در بالا درختی است که شاخههایش به هم تنیدهاند و در زیر آن تیرک هایی وجود دارد که نمیتوانیم از آنها فرار کنیم.
نه سالار داریم و نه رای جنگ
نداریم در کینه هیجا و جنگ
هوش مصنوعی: ما نه فرماندهی داریم و نه تصمیمی برای جنگ. در کینه و نزاعها نیز بیاثر هستیم.
به کین چون دلیران برافراشتند
ازیشان یکی زنده نگذاشتند
هوش مصنوعی: آنها به خاطر انتقام مانند دلیران به پا خواستند و از میان آنها هیچکسی را زنده نگذاشتند.
یکی مرد از آن لشکر نامور
بشد تا کند شاه را باخبر
هوش مصنوعی: یک مرد از آن لشکر معروف بیرون آمد تا خبر شاه را به او بدهد.
چو از تیغ کندآوران جان ببرد
ز بس بیم از اسب افتاد و مرد
هوش مصنوعی: شخصی که از ضربهی شمشیر دشمنان جانش را از دست میدهد، به شدت هراسان شده و از اسبش سقوط میکند و در نهایت جان خود را از دست میدهد.
در آن جنگ آن مهوش گلعذار
به قلوش بشد مانع از کارزار
هوش مصنوعی: در آن جنگ، زیبایی که چهرهاش مانند گل بود، مانع از انجام کارزار شد.
که تا مردی خود نماید تمام
که هست از دل و جان طلبکار سام
هوش مصنوعی: تا زمانی که مردی به تمام وجودش خودش را نشان دهد، باید از دل و جانش خواسته شود.
چو از جنگ و کین دل بپرداختند
همی پرسش از یکدگر ساختند
هوش مصنوعی: وقتی که از جنگ و دشمنی دلها آرام گرفت، مردم به پرس و جو از یکدیگر پرداختند.
برو قلوش گرد راز نهفت
هر آنچه که بد سر به سر بازگفت
هوش مصنوعی: برو و در دل خود پنهان کن هر چیزی را که به زبان نمیآوری و نمیگویی.
ز قلوش بپرسید فرهنگ گرد
که چون سام در رزم کین دست برد
هوش مصنوعی: از قلوش پرسیدند که فرهنگ چگونه مثل سام، در میدان جنگ به نبرد میپردازد.
دلیران چو از کین بپرداختند
درفش ستیزه بینداختند
هوش مصنوعی: وقتی دلیران از دشمنی و کینه رهایی یافتند، پرچم جنگ را به اهتزاز درآوردند.
چه سان رفت با شاه چینی نبرد
که او هست در نزد مردان مرد
هوش مصنوعی: چگونه با شاه چینی جنگید، در حالی که او در نظر مردان بزرگ و باوقار است؟
از آن پس ز فرهنگ پرسید راز
بگفتش سراسر حدیث دراز
هوش مصنوعی: از آن زمان به سراغ فرهنگ رفتم و رازها را از او پرسیدم، و او تمامی ماجراها را با جزئیات طولانی برایم توضیح داد.
پریوش بپرسید احوال سام
وز آن راحت روح و آرام و کام
هوش مصنوعی: پریوش از حال سام پرسید و در مورد آرامش روح و خوشحالی و رضایت او سوال کرد.
بماندند آن شب در آن مرغزار
دم صبح بستند بر پیل بار
هوش مصنوعی: آن شب در دشت، صبح زود بر روی فیل بار و ببسته ماندند.
سوی لشکر سام کردند روی
همه همچو صرصر شده تیزپوی
هوش مصنوعی: آنها به سوی لشکر سام حرکت کردند، چهرهها همچون طوفانی شدید و تند شدند.
به ره در کنون سرکشان را بمان
سخن بشنو از سام روشنروان
هوش مصنوعی: در این مسیر، با کسانی که سرکش و طغیانی هستند، همراه شو و از سخنان فردی آگاه و روشنفکر بهرهمند شو.