برگردان به زبان ساده
خبر شد سوی عوج و شداد عاد
که خاتوره از سام یل شد به باد
هوش مصنوعی: خبر رسید که قوم عاد و عوج و شداد، به دلیل نافرمانی، به هلاکت رسیدند و در نتیجه، یاد و خاطرهی سام یل از بین رفت.
ز تیغ سپهدار فرخنده بخت
شده دست و پایش همه لخت لخت
هوش مصنوعی: از شمشیر فرماندهای که شگفتی سرنوشت را با خود دارد، دست و پای او کاملاً برهنه و عریان شده است.
یکی زان خبر عوج آمد به جوش
ز جانش به گردون برآمد خروش
هوش مصنوعی: یکی از خبرها به شدت برانگیخت و از عمق وجودش صدایی به آسمان بلند شد.
به ناخن همه روی شومش بکند
بغلطید بر خاک زار و نژند
هوش مصنوعی: به ناخن همه را از چهرهاش میکَند و بر زمین زار و غمگین میغلطد.
همی گفت کای مادر ماهرو
که هرگز ندیده تو را ماه رو
هوش مصنوعی: او میگوید: ای مادر زیبا، تو هرگز ماه خوشچهرهای را ندیدهای.
به خوبی رویت نیاید پری
پری را بکردی تو از دلبری
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات به قدری است که هر دختری را از عشق و دلبستگی دور میکنی.
هنرمند و استاد بر جادوان
به بالا به مانند سرو روان
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن یک هنرمند ماهر و استاد را توصیف میکند که همچون درخت سرو، با قامت بلند و استواری بر دیگران برتری دارد. به عبارتی، مهارت و توانایی او در زمینهای خاص باعث میشود که او در جایگاه بالاتری نسبت به دیگران قرار گیرد.
نیر زد دو گیتی به یک موی تو
به از ماه و خورشید بد روی تو
هوش مصنوعی: دو جهان به یک مو از تو نیر زد؛ بهگونهای که چهرهی تو بهتر از ماه و خورشید است.
نه آرام جویم نه خورد و نه خواب
دو دیده پر از آب و سینه کباب
هوش مصنوعی: نه آرامش مییابم، نه طعم غذا را احساس میکنم و نه میتوانم خوابم ببرد. چشمانم پر از اشک است و قلبم به شدت درد میکند.
نمانم که خود سام برگشته بخت
به آرام بنشیند او بر به تخت
هوش مصنوعی: نمیخواهم که دیگر سام، که نامش به خوشبختی و آرامش برگردد، بر تخت بنشیند و راحت باشد.
مگر آن که او رادر آوردگاه
کنم روز روشن به چشمش سیاه
هوش مصنوعی: من فقط در صورتی میتوانم او را در میدان جنگ شکست دهم که در روشنایی روز، چشمانش را به سیاهی بیفکنم.
که باشد یکی سیستانی شوم
که آید غریوان درین مرز و بوم
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که من را به یک سیستانی تبدیل کند تا در این سرزمین غریبهها را بیازمایم؟
به گردان شداد جنگ آورد
ابر مادرم کار تنگ آورد
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به تلاش و دقت در کارها و رخدادهایی است که به صورت ناگهانی و غیرمنتظره به وقوع میپیوندند. در واقع، این جمله نشاندهنده دشواریهایی است که ممکن است در مسیر زندگی پیش آید و به مشکلاتی که انسانها در برابر آن قرار میگیرند اشاره دارد. به نوعی، به ما این پیام را نیز میدهد که باید آماده مواجهه با چالشها باشیم و از آرامش خود محافظت کنیم.
همی گفت و از دیده سیلاب خون
همی ریخت تا شد زمین لالهگون
هوش مصنوعی: او مدام صحبت میکرد و اشکهای خونینی از چشمانش سرازیر شد، تا اینکه زمین به رنگ لاله درآمد.
بدو گفت شداد کای نامدار
مکن گریه مانند ابر بهار
هوش مصنوعی: شداد به او گفت: ای نامور، همانند باران بهاری، گریه نکن.
چو سام دلاور خروش هژبر
به گوش آمدش زود بگشاد گبر
هوش مصنوعی: مثل سام دلاور، نعرهای به گوش او رسید و او به سرعت به آن پاسخ داد.
به نوشاد و طنجه سپه بنگرید
بدو گفت کامروز صف برکشید
هوش مصنوعی: به نوشاد و طنجه نگاه کنید! امروز او سپاهی را برپا کرده و آماده نبرد است.
که رزم گرانست ما را به پیش
کزو تیره گردد مرا دین و کیش
هوش مصنوعی: جنگجویان ما را به جلو میبرند و از او اگر دور شوم، دین و مذهب من تاریک و مبهم میشود.
نه گرشاسب دیدست این کارزار
نه هرگز نریمان دشمن شکار
هوش مصنوعی: نه گرشاسب این میدان را دیده و نه نریمان، دشمن را شکار کرده است.
به بالای عوج عنق کس ندید
که در عهد مردی من شد پدید
هوش مصنوعی: در زمانهای که من زندگی میکردم، هیچکس به اوج و بلندی نمیرسید.
مگر دادگر کامکاری دهد
به عوجم یکی دستیاری دید
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که عدالتگستر به من کمک کند و از این وضعیت سختی که دارم، نجاتم دهد؟
به پاسخ بدو گفت تسلیم شاه
که یار تو شد داور هور و ماه
هوش مصنوعی: شاه در پاسخ به او گفت که تسلیم باش، زیرا یار تو همان داوری است که خورشید و ماه را میسازد.
خدای جهان مر تو را یاور است
اگر هر دو گیتی پر از لشکر است
هوش مصنوعی: خداوند به تو یاری میرساند، حتی اگر تمام دنیا پر از دشمنان باشد.
بگفتند و از جای برخاستند
همه روی میدان بیاراستند
هوش مصنوعی: آنها سخن گفتند و از جا بلند شدند، همه میدان را آذین کردند.
دو صف برکشیدند از بهر جنگ
ز بهر تماشا نهنگ و پلنگ
هوش مصنوعی: دو گروه برای جنگ آماده شدند، یکی برای دیدن نهنگ و دیگری برای دیدن پلنگ.
دلاور نشسته به پشت غراب
بیامد به میدان سری پرشتاب
هوش مصنوعی: شجاعی بر پشت سیاهگوش نشسته و با سرعت به میدان جنگ آمد.
یکی نیزه آهنین بس دراز
که بالای او بود هشتاد یاز
هوش مصنوعی: یکی نیزهای بسیار بلند و آهنی وجود دارد که در بالای آن هشتاد یاز (واحد اندازهگیری) قرار دارد.
سنانش همه آب داده به زهر
پی جان عوج آن دد بدگهر
هوش مصنوعی: نیزهاش را به آب زندگی آغشته کرده تا زهر آن دد ستمگر از بین برود.
فلک بر فلک بر تماشا شده
کز آن گونه آشوب بر پا شده
هوش مصنوعی: آسمان به تماشا نشسته و از آن همه آشوبی که به وجود آمده، حیرتزده است.
نبوده چنین رزم اندر جهان
که با عوج جنگ آورد از مهان
هوش مصنوعی: در جهان چنین نبوده و نیست که کسی بتواند با قدرت و دستاوردهای بزرگ دیگران به میدان جنگ بیاید و رقابت کند.