برگردان به زبان ساده
از آن رو شدید پلید آن بدید
ز کینه بجوشید بر خود شدید
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که داشت، به شدت از خود بیخود شد و خشمگین گشت.
یکی نامه بنوشت نزد پدر
برو برنوشت این همه سر به سر
هوش مصنوعی: کسی نامهای را برای پدر نوشت و در آن به همه مشکلات و دشواریها اشاره کرد.
ز مردی و پیکار سام سوار
که چون ابر غرد گه کارزار
هوش مصنوعی: از دلیر و جنگجوی سام سوار که مانند ابر در زمان جنگ رعد و برق میزند.
صد و سی تن از ما بدین بارگاه
جهان در جهانبینشان شد سیاه
هوش مصنوعی: سی نفر از ما در این دنیای بزرگ، در چشم و دلشان دنیا به رنگ سیاهی درآمد.
یکی شیر دیدم به چنگال تیز
که آرد به مغرب زمین رستخیز
هوش مصنوعی: شیر بزرگی را دیدم که با پنجههای تیزش باعث شور و هیاهو در غرب زمین میشود.
یکی کار باید تو را کرد زود
که ما را نماندست گفت و شنود
هوش مصنوعی: باید کاری را سریع انجام دهی، زیرا زمان برای حرف و گفتگو باقی نمانده است.
طلب کرد باید ز کوه بلور
همان عوج عادی بدان یار و زور
هوش مصنوعی: باید از کوه بلورین چیزی را طلب کرد که به همان ویژگیهای یار و قدرت او اشاره دارد.
بیاید مگر سام را برکند
بداندیش ما را مگر سر کند
هوش مصنوعی: بیایید شاید سام به ما کمک کند و نگرانیهای ما را برطرف کند.
وگرنه کسی نیست همتای سام
نتابند گردان به یک پای سام
هوش مصنوعی: اگر کسی به پای سام نباشد، نمیتواند در برابر قدرت او برابر شود و با او مقابله کند.
شگفتی بود فره سام شیر
سر اژدها برکند شیرگیر
هوش مصنوعی: شگفتی از قدرت سام این بود که او توانست اژدهایی را که بر سرش چنگ انداخته بود، شکست دهد و آن را از خود دور کند.
چو فردا سواره درآید به جنگ
بکوشیم در رزم آن شیر چنگ
هوش مصنوعی: وقتی فردا جنگ شروع شود، باید تلاش کنیم در نبرد با آن شیر خشمگین.
بدان در برابر شوم در مصاف
بود رزم سیمرغ با کوه قاف
هوش مصنوعی: بفهم که در برابر مسائل سخت و خطرناک، نبردی وجود دارد که مانند جنگ سیمرغ با کوه قاف است.
پس آنگه جهان زیر فرمان تست
سر مهر و مه زیر پیمان تست
هوش مصنوعی: سپس همهی عالم تحت کنترل توست و خورشید و ماه در تبعیت از تو هستند.
وگرنه همه بخت شد واژگون
زرنداب گردد چو دریای خون
هوش مصنوعی: اگر این شرایط تغییر نکند، همه چیز دگرگون خواهد شد و وضعیت جامعه به حالت بحرانی و خشونتآمیز خواهد رسید.
به تنها تن خویش جوید نبرد
نه لشکر نه کشور به گاه نبرد
هوش مصنوعی: تنها در نبرد، انسان باید خود را آماده کند و نیازی به سپاه یا سرزمین ندارد.
سخن گوید از رزم شداد عاد
بجز رزم دیگر نیارد به یاد
هوش مصنوعی: در مورد نبردهای شداد از قوم عاد صحبت میکند و میگوید که جز جنگها و نبردهای این قوم چیزی دیگری در یادشان نیست.
تن کوه دارد دو چنگ پلنگ
نتابد به پیکار او خاره سنگ
هوش مصنوعی: بدنِ او مانند کوه است و به قدری قوی و مستحکم است که هیچ پلنگی نمیتواند با او به مبارزه بپردازد و حتی سنگهای تیز و خاری هم نمیتوانند به او آسیب بزنند.
ازین بیشتر جای گفتار نیست
که صد داستان همچو دیدار نیست
هوش مصنوعی: دیگر جای صحبت کردن نیست، زیرا هیچ داستانی به اندازهی این دیدار اهمیت ندارد.
یکی مهر کردش شدید پلید
فرستاده تیزرو برگزید
هوش مصنوعی: کسی که به شدت دشمنی میکند، یک فرستاده سریع و تندرو را برمیگزیند.
فرستاد نزدیک شداد عاد
نوندش برون رفت مانند باد
هوش مصنوعی: فرستادهای به نزد شُداد، و او به سرعت و با نیرویی مانند باد از آنجا خارج شد.
به مرز زرنداب آمد ز راه
بدو نامه بسپرد در پیشگاه
هوش مصنوعی: شخصی به منطقه زرنداب رسید و نامهای را در مقابل کسی تسلیم کرد.
چو شداد نامه سراسر بخواند
دل از بیم اندیشه در خون نشاند
هوش مصنوعی: وقتی شداد تمام نامه را خواند، قلبش از ترس و نگرانی در خون غرق شد.
بترسید از رزم سام سوار
که تنها به میدان کند کارزار
هوش مصنوعی: از نبرد سام سوار بترسید، زیرا او به تنهایی میتواند در میدان جنگ کارهای بزرگی انجام دهد.
همه شب در اندیشه شد بدسگال
که چون رزم سازد بدان بیهمال
هوش مصنوعی: او هر شب در فکر بود که چگونه با دشمنی که بیپروایی میکند، مقابله کند.
ازین روی فرخنده سالار سام
به بزم اندر انداخت زرینه جام
هوش مصنوعی: از این جهت، سالار خوشبخت سام، جام زرینی را به مهمانی تقدیم کرد.
پری صف زده پیش آن پهلوان
به روی سپهدار روشن روان
هوش مصنوعی: دختر زیبارویی در برابر آن مبارز شجاع ایستاده است و چهرهی روشن او مانند سپهداری است که در میدان جنگ درخشش دارد.
که فرهنگ جنی درآمد به پیش
زمین بوسه داده به آئین و کیش
هوش مصنوعی: فرهنگ جنی به سوی زمین آمد و به شیوه و آداب خودش به آن احترام گذاشت و خاک را بوسید.
خبر داد از عوج و چندین سیاه
که خواهد رسید اندرین رزمگاه
هوش مصنوعی: از تغییرات و تحولات خبر داد و گفت که اتفاقات زیادی در این میدان جنگ خواهد افتاد.
همه داستان گفت با پهلوان
که چون نامه بنوشت تیره روان
هوش مصنوعی: همه داستان را با پهلوان گفتند که چگونه نامهای نوشتند و حالتی غمناک داشت.
به شداد عاد این همه گفتگو
کنون عوج را خواسته جنگجو
هوش مصنوعی: در این بیت به قدرت و شجاعت جنگجویانی اشاره شده که این بار به سوی عوج آمدهاند و به یاد یادگاری از شداد عاد، که نمادی از قدرت و تسلط در تاریخ است، در حال گفتگو و در آمادهسازی برای نبرد هستند.
چو بشنید ازو سام خندید و گفت
که پیکار ما را ندیدی شگفت
هوش مصنوعی: وقتی سام این را شنید، لبخندی زد و گفت: عجب که تو نبرد ما را ندیدی!
نه از عوج ترسم نه از ابرها
نیابند از تیغ تیزم رها
هوش مصنوعی: نه از بلندیها نگرانم، نه از ابرها میترسم، چون نمیتوانند به راحتی از تیزی تیغ من بگذرند.
به فرمان یزدان به میدان جنگ
زمانی نیارند پیشم درنگ
هوش مصنوعی: با دستور خداوند، در میدان جنگ هیچگاه تعلل نکنم.
تماشا کن بوستان باش و بس
چو آتش بسوزم همه خار و خس
هوش مصنوعی: به تماشای باغ بنشین و بس کن، چرا که من مانند آتش میسوزم و همه چیز را، حتی خار و علف، از بین میبرم.
همی دل ز قلواد آزردهام
در اندیشهاش سخت پژمردهام
هوش مصنوعی: دل من به شدت از دوری او غمگین و پژمرده است و مدام در فکر او هستم.
کهناگه بد آید به آن رزمخواه
پس آنگه چه گویم به زابل سپاه
هوش مصنوعی: اگر بدی و نیکی در جنگ از سوی کسی شناخته شود، آن وقت چه پاسخی برای مردمان زابل درباره لشکر او میتوانم داد؟
که گم شد به ناگه ورا رسم و اسم
گرفتار گشته است اندر طلسم
هوش مصنوعی: ناگهان شخصی پیدا شد که گرفتار یک جادو یا طلسم شده و نه تنها ظاهری مشخص دارد، بلکه نام و نشانش نیز گم شده است.
ندانم که زنده است یا مرده است
به چنگال جادوئی آزرده است
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا او زنده است یا مرده؛ اما به نظر میرسد که تحت تاثیر جادو یا نیروهای عجیب و غریب قرار دارد.
به پاسخ بدو گفت فرهنگ هنگ
که تا آگهی آورد بیدرنگ
هوش مصنوعی: به او گفتم که فرهنگ و دانش به سرعت به کمکش میآید و او را آگاه خواهد کرد.
بگویم تو را من که چونست کار
دل خود در اندیشه چندین مدار
هوش مصنوعی: بگویم که چه کسی هستی، اما چرا باید دل خود را در فکر و اندوهی بیپایان مشغول کنی؟
بگفت و برون رفت فرهنگ هنگ
که تا آگهی آورد بیدرنگ
هوش مصنوعی: او سخن گفت و بیرون رفت، تا زمانی که خبری را سریعاً به او رساندند.
به سوی طلسم عناصر شتافت
همه راز قلواد را میشکافت
هوش مصنوعی: او به سمت نیروی جادویی عناصر حرکت کرد و تمام اسرار ماهیت قلواد را فاش میکرد.