برگردان به زبان ساده
کنم ابتدا از خداوند یاد
که هر مشکلی را بود او گشاد
هوش مصنوعی: ابتدا به یاد خداوند میافتم، چرا که اوست که هر مشکل و دشواری را حل میکند.
کنون روی در روی جام آورم
یکی قصه از کار سام آورم
هوش مصنوعی: حال بجای جام، داستانی را برایت روایت میکنم که از کارهای سام حکایت دارد.
زبان را چو خلخال زرین کنم
سمند سخن سنج را زین کنم
هوش مصنوعی: اگر زبانم را مثل خلخال طلا بیارایم، سخن سنج و موزونی را روی آن سوار میکنم.
کنون پر شگفتی یکی داستان
بپیوندم از گفته باستان
هوش مصنوعی: حال نوبت این است که من یک داستان شگفتانگیز را از گفتارهای قدیمی به هم پیوند بزنم.
که چون رخت بیرون برم زین سرای
ز من یادگاری بماند به جای
هوش مصنوعی: زمانی که از این خانه و زندگی بیرون بروم، چیزی از خودم به جا بگذارم که یادآور من باشد.
که هر ذره خاکم غباری بود
پس از مرگ من یادگاری بود
هوش مصنوعی: هر ذرهای از خاک من پس از مرگم به عنوان یادگاری باقیمانده است.
اگر خود به مقصد رسد پای من
برآید به دولت تمنای من
هوش مصنوعی: اگر خودم به هدف برسم، پایم برای رسیدن به آرزوهایم خواهد بلند شد.
بپردازم این نامه نامدار
که از من بماند بسی یادگار
هوش مصنوعی: من این نامه مشهور را نوشته و به آن میپردازم تا از من باقی بماند و یادگاری از من به یادگار بگذارد.
اگر خود فلک را جز این نیست رای
بسا آرزوها که ماند به جای
هوش مصنوعی: اگر تقدیر و سرنوشت غیر از این نمیتواند باشد، آرزوهای زیادی باقی میمانند که به حقیقت نمیپیوندند.
زمانه نه بر من ستم کرد و بس
نبینم ز جور وی آزاد کس
هوش مصنوعی: زمانه تنها بر من ظلم نکرده و نمیبینم کسی را که از ظلم او رهایی یافته باشد.
جهان چولعین جهنده بود
خنک آنکه قهرش فکنده بود
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک نیروی قدرتمند و سریع است و خوش به حال آن کسی که توانسته است از آن نیروی قهری رها شود.
بیا تا بشوئیم ازین دوست دست
نباشیم در دام او پای بست
هوش مصنوعی: بیا تا از دوست دست خود را بشوییم و در دام او گرفتار نمانیم.
سر پای بر چرخ گردون زنیم
یکی روی بر خاک میدان نهیم
هوش مصنوعی: اگر به زندگی قدری توجه کنیم و در سرنوشت خود تأمل کنیم، متوجه میشویم که باید بر مشکلات غلبه کرده و با اعتماد به نفس در میدان زندگی حاضر شویم.
بهارست از خاک گل میدهد
عروس چمن در چمن میچمد
هوش مصنوعی: بهار از دل خاک گلها را میروید و در چمن عروسکی زیبا جلوهگری میکند.
ز یک سوی نرگس قدح برگرفت
ز سوی دگر لاله ساغر گفت
هوش مصنوعی: از یک سو، گل نرگس جامی برداشت و از سوی دیگر، گل لاله از پر بودن ساغر صحبت کرد.
بنفشه سر زلف بر باد داد
پریشانی من مرا یاد داد
هوش مصنوعی: بنفشه به خاطر زلفش، وضعیت آشفته و پریشانی من را به من یادآوری کرد.
مگر بلبل از غنچه بیداد داشت
ز دلتنگیش بانگ و فریاد داشت
هوش مصنوعی: بلبل از دلتنگیاش فریاد و ناله میکرد، مگر اینکه غنچه به او ظلمی کرده باشد.
چنین روز با شادمانی بود
بود گر به وقت جوانی بود
هوش مصنوعی: در چنین روزی که همراه با شادی است، اگر این لحظه در زمان جوانی باشد، بسیار زیباتر و دلانگیزتر خواهد بود.
جوانی ز عیش و طرب سرمکش
که عیش و طرب با جوانیست خوش
هوش مصنوعی: جوانی را باید با شادی و سرور سپری کرد، زیرا لذت و خوشی بهترین همنشین جوانی است.
پس از ما بسی روزگاران بود
که گل روید و نوبهاران بود
هوش مصنوعی: پس از ما مدتهای زیادی خواهد گذشت که گلها شکوفا میشوند و بهارها میآیند.
هزار آفرین بر لب راستان
بر آن کس که خوش خواند این داستان
هوش مصنوعی: هزاران تحسین بر زبان راستگویان باد، بر کسی که این داستان را با زیبایی روایت کرد.
نویسنده گر کج نخواهد نوشت
برومند بادا به خرم بهشت
هوش مصنوعی: اگر نویسنده حق را نگوید و از نوشتن مطلب درست دوری کند، بهتر است که در بهشت باقی نماند.