برگردان به زبان ساده
چو یک هفته قانون شاهی ببست
به هشتم سپهبد به مسند نشست
هوش مصنوعی: وقتی که یک هفته از قانون شاهی گذشت، در روز هشتم، فرمانده به جایگاه خود نشسته است.
قمرتاش فرخنده را پیش خواند
بر آن تخت زرین ورا برنشاند
هوش مصنوعی: او ماه تابان و خوشبخت را بر آن تخت زرین دعوت کرده و او را بر آن جا نشاند.
به سر بر نهادش کلاه مهی
نشاندش به آئین شاهنشهی
هوش مصنوعی: او کلاهی از پارچه نازک روی سرش گذاشت که نشانهای از مقام و شاهانه بودن بود.
بدو گفت کاین مرز سقلاب و روم
تو را دادهام شاهی مرز و بوم
هوش مصنوعی: به او گفتند که من این سرزمینها که مرز سقلاب و روم است، برای تو به عنوان پادشاهی بخشیدهام.
نگه دار آئین و انصاف و داد
به یاد خداوند بنشین تو شاد
هوش مصنوعی: توجه به اصول و انصاف و عدل را حفظ کن و به خاطر خداوند، با دل شاد زندگی کن.
که تا بازگردم ز مغرب زمین
به همراه تازیم در مرز چین
هوش مصنوعی: تا زمانی که از مغرب زمین برگردم، دوست دارم در مرز چین همراه تازهنفسی به سفر بپردازم.
پرینوش را بخشمت در جهان
نهم نام خاقان تو را در مهان
هوش مصنوعی: من به تو نوش جان میکنم و در این دنیا نام شخصیت عظیم تو را در میان بزرگمردان به یاد میآورم.
ببستند گردان به پیشش کمر
همه شاد از سام خورشید فر
هوش مصنوعی: آنها به دور او جمع شدند و کمر خود را بستند؛ همه از دیدن سام خورشید فر خوشحال بودند.
سر ماه از آن مرز بر بست رخت
برون شد قمرتاش بر شد به تخت
هوش مصنوعی: در اوایل ماه، از آن سرزمین با زرق و برق، تو به زیبایی و شکوه ظاهر شدی و مانند یک ملکه بر تخت نشستهای.
همان گرد شاپور و قلواد شیر
روان شد به مغرب گو شیرگیر
هوش مصنوعی: با گردی که شاپور و قلواد دارند، به سمت مغرب رفت و به شیرگیر گفت که برود.
چو دو منزل آمد به جائی رسید
جهان دید پر نرگس شد شنبلید
هوش مصنوعی: وقتی به دو منزل رفت و به مکانی رسید، دنیا را دید که پر از گلهای نرگس شده و زمین پوشیده از علفهای نرم است.
یکی چشمه آب پیشش روان
فرود آمد آن جایگه پهلوان
هوش مصنوعی: در جایی که پهلوانی حضور دارد، چشمه آبی به سمت او جاری شده است.
به یک دست کوهی سپهبد بدید
بدانگه فضای دگر بنگرید
هوش مصنوعی: در یک دست، فرماندهای کوه مانند گرفت و سپس به فضای دیگری نگاه کرد.
که سایه فکنده به گردان سپهر
شده کنگرش پیکر ماه و مهر
هوش مصنوعی: سایهای که به دور آسمان افتاده، شکل آن کنگرهها نشان از ماه و خورشید دارد.
زحل سایهای بود بر کنگرش
شب و روز بر کوه سودی سرش
هوش مصنوعی: زحل به مانند سایهای بر قله کوه نشسته است و شب و روز بر آن میتابد و زیباییاش را میافزاید.
دلاور در آن باره حیران بماند
روانی همی نام یزدان بخواند
هوش مصنوعی: شجاع در آن موضوع دچار سردرگمی شد و در دل خود نام خدا را به زبان آورد.
ز شاپور پرسید کاین جا کجاست
کزین چرخ گردنده را دل بکاست
هوش مصنوعی: شاپور از کسی پرسید که این جا کجاست، چون دلش از چرخش این دنیا به تنگ آمده بود.
ندیدم بدین سان دژی در جهان
که رازش به کیوان بود در نهان
هوش مصنوعی: من در هیچ جا دژی به این شکل ندیدم که راز آن در درونش به آسمانها مربوط باشد.
بدو گفت اینجاست دشت هژبر
بغرد زمان تا زمان همچو ابر
هوش مصنوعی: او به او گفت: اینجا دشت هژبر است که زمان در آن میگذرد و همچون ابر در حرکت است.
بر آن چرخ گردون برآرد غریو
در اندیشه از بیم او نره دیو
هوش مصنوعی: در این دنیا همه چیز در حال چرخش است و صداهایی به گوش میرسد. در میان این خروشها، انسانها از ترس مخلوقات ناپاک و شیطانی، در فکر و اندیشه به سر میبرند.
بدرد به چنگال نر اژدها
کمربسته در خدمت ابرها
هوش مصنوعی: به سختی در دست اژدهای نری قرار گرفتهام که برای خدمت به ابرها آماده شده است.
سپرده بدو راه مغرب زمین
دلاور بلائی است دیو لعین
هوش مصنوعی: راهی که به سمت مغرب زمین باز میشود، به دلاوران نشان از خطر و مشکلاتی دارد که ناشی از وجود شیطان و بلایای آن است.
به فرمان او هست جنگی هزار
که هر یک خروشد چو ابر بهار
هوش مصنوعی: به دستور او هزار جنگ در راه است که هر کدام مانند ابرهای بهاری به خروش درمیآیند.
درین کوه هستند بسته کمر
گرفته ز هر سو همه کوه و در
هوش مصنوعی: در این کوهها افرادی هستند که کمربندشان را محکم بستهاند و از هر طرف، کوهها و درهها را مشاهده میکنند.
پلنگان ز بیمش نهان زیر سنگ
بخائید از کین دیوان ز جنگ
هوش مصنوعی: پلنگها از ترس او زیر سنگها پنهان شدهاند و دیوان به خاطر کینهاش از جنگ به وحشت افتادهاند.
درین گفتگو بود با پهلوان
که پیدا شد آن دیو تیره روان
هوش مصنوعی: در این بحث و گفتگو با پهلوان، ناگهان آن دیو تاریک و شیطانی ظاهر شد.
خروشنده شد همچو غرنده ابر
که لرزید هامون و دشت هژبر
هوش مصنوعی: طبیعت به شدت در حال تکان خوردن و ناله کردن است، به طوری که زمین و دشتها نیز از این صدا و حرکت به لرزه درآمدهاند.
نهنگان ز بیمش به دریای آب
گریزنده گشته دلی پر ز تاب
هوش مصنوعی: نهنگها از ترس او به عمق دریا فرار کرده و دلهایی پر از تلاطم دارند.
پلنگان فکندند چنگال چرم
ازین دیو کاهد همی گرم گرم
هوش مصنوعی: پلنگها چنگالهایشان را به بدن این دیو میزنند و او را به شدت مورد حمله قرار میدهند.