معمّیات
خواجوی کرمانی
»
دیوان اشعار
»
صنایع الکمال
»
سفریات
»
معمّیات
شمارهٔ ۱ : آنک هستم ز خاک درگه او
شمارهٔ ۲ : آنک بر سر و عارض چو گلیست
شمارهٔ ۳ : سالکی را که دید پیوسته
شمارهٔ ۴ : آنک نبود غمش ز مثل منی
شمارهٔ ۵ : گفتمش ای ماهرو نام تو خود چیست گفت
شمارهٔ ۶ : پریرویی که از ما ناورد یاد
شمارهٔ ۷ : بستان ز کتاب حرف اول
شمارهٔ ۸ : حرف سوم سه چون بیندازی
شمارهٔ ۹ : نام صنمی که می نبینم بازش
شمارهٔ ۱۰ : آنک جعدش مرغ دل را دام بود
شمارهٔ ۱۱ : آنچه ما راست بریمین و یسار
شمارهٔ ۱۲ : هفتاد و هشت نام یکی حور پیکرست
شمارهٔ ۱۳ : سر سگ بر کفن و باقیش مضاعف گردان
شمارهٔ ۱۴ : دندان کلب چون شکنی جز وقالبش
شمارهٔ ۱۵ : آیا چه خوش بود بگه صبح در چمن
شمارهٔ ۱۶ : سرو قبا پوش من قباش بگردان
شمارهٔ ۱۷ : اگر نام یارم ندانی که چیست
شمارهٔ ۱۸ : نسخهای مصحّف مغلوب
شمارهٔ ۱۹ : تصحیف شکوفه را بدست آر
شمارهٔ ۲۰ : بدری که بود در شب گیسوش قمر
شمارهٔ ۲۱ : کام جانم هیچ می دانی که چیست
شمارهٔ ۲۲ : قلب قلب قلب با قلب جگر
شمارهٔ ۲۳ : نام آن لاله روی عنبر موی
شمارهٔ ۲۴ : کاف را بستان و در زا ضرب کن
شمارهٔ ۲۵ : شست در هنگامه می باید فکند
شمارهٔ ۲۶ : معین با تو گفتم گر بدانی
شمارهٔ ۲۷ : با زرده ی خایه یارکن ضم
شمارهٔ ۲۸ : پس نام پیمبری بدست آر
شمارهٔ ۲۹ : کسی که زربکسان داد و دستگیری کرد
شمارهٔ ۳۰ : آنک مرغ جان مشتاقان اسیر دارم اوست
شمارهٔ ۳۱ : بدری که سایه بر سرش افکنده است شب
شمارهٔ ۳۲ : یاری که نام او نتوان گفت پیش کس
شمارهٔ ۳۳ : نیمه دخنه بفکن از ار زیز
شمارهٔ ۳۴ : نیزه ی مقلوب را تصحیف کن
شمارهٔ ۳۵ : در دست بردار پدر بین
شمارهٔ ۳۶ : چو سر برزد از برج شیر آفتاب
شمارهٔ ۳۷ : چون بر آرد آفتاب از قلب دریا ماهئی
شمارهٔ ۳۸ : نام آن ماه که خورشید پری رویانست
شمارهٔ ۳۹ : گر پدر را ای پسر چون کودکان بابا نخوانی
شمارهٔ ۴۰ : آهو بره را چون سر و دم ببریدم
شمارهٔ ۴۱ : نام صنمی که مثل او دیده ندید
شمارهٔ ۴۲ : بچه ی مرغ تا نگردانی
شمارهٔ ۴۳ : چو با زر مرا پیش شاه آوری
شمارهٔ ۴۴ : حرفی بفکن ز نام و آنگه بشمار
شمارهٔ ۴۵ : آنک او ده یا قدّش نبود سرو روان
شمارهٔ ۴۶ : شراب بر سر مو ریز و طرف بستان گیر
شمارهٔ ۴۷ : نام سرو لاله رخ دانی که چیست
شمارهٔ ۴۸ : با فضله ی زنبور چو یک نیمه ی هاون
شمارهٔ ۴۹ : قلب عکس و عکس قلب قلب را ترکیب کن
شمارهٔ ۵۰ : گفتمش نام تو ای سیمین تن آخر چیست گفت
شمارهٔ ۵۱ : ماهی که فتاده بینی او را در شست
شمارهٔ ۵۲ : یار من آن صنم که بخوبیش یار نیست
شمارهٔ ۵۳ : پسنه دهنی که مستم از بادامش
شمارهٔ ۵۴ : آن یار که جان و دل گروگان ویست
شمارهٔ ۵۵ : برجای سرمه چو بخوانی سر سال
شمارهٔ ۵۶ : ای ترک سمن عذار خونریز
شمارهٔ ۵۷ : عین چون در میان صاد نهی
شمارهٔ ۵۸ : ای جوان چون نام دلدارم نمی دانی که چیست
شمارهٔ ۵۹ : هر چند تنم چو موی آن سیمتنست
شمارهٔ ۶۰ : فرشی که فکندم از پی آرامش
شمارهٔ ۶۱ : ببوی شست سر زلف یارا گرداری
شمارهٔ ۶۲ : دی بر سر کو ستاده دیدم پسری
شمارهٔ ۶۳ : قلب نعل و پای مقلوب مصحّف را بزن
شمارهٔ ۶۴ : آن یار کجاست کاخر روز او را
شمارهٔ ۶۵ : نام آنکو صد یک حسنش نباشد آفتاب
شمارهٔ ۶۶ : یک جزو ز جزوهای فخری نامه
شمارهٔ ۶۷ : آن لحظه که بفکنند پنجاه ز شست
شمارهٔ ۶۸ : دندان اسب بشکن و شه رابرو نشان
شمارهٔ ۶۹ : دندان عسس ز زیر و بالا بشکن
شمارهٔ ۷۰ : نام آنکو مرا ز غصّه بکشت
شمارهٔ ۷۱ : آه مقلوب در میانه ی شب
شمارهٔ ۷۲ : شه در بر ما نام پری پیکر ماست
شمارهٔ ۷۳ : این طرف نگر که وقتی از عالم ذوق
شمارهٔ ۷۴ : آنک افتاد چو ماهی دل من در دامش
شمارهٔ ۷۵ : آخر اول بگیر و اول آخر
شمارهٔ ۷۶ : نام شه ملک چین قلب قلبست
شمارهٔ ۷۷ : دلدار مرا که بی همال افتادست
شمارهٔ ۷۸ : آن مه خورشید پیکر را لقب
شمارهٔ ۷۹ : آنک دل را بوصلش امیدّست
شمارهٔ ۸۰ : نام رخی کز مه رخان مثلش ندیدم در جهان
شمارهٔ ۸۱ : نام آن آفتاب مشک نقاب
شمارهٔ ۸۲ : ای برده بمکر و حیله از دستان دست
شمارهٔ ۸۳ : آن سرو را نگر چو الف در میان زین
شمارهٔ ۸۴ : ترا که ملک بدست برادر پدرست
شمارهٔ ۸۵ : ای مفخر روزگار وای صدر زمن
شمارهٔ ۸۶ : برگیر چهار برگ گشنیز و بنه
شمارهٔ ۸۷ : نام تو که هست چون منت بنده هزار
شمارهٔ ۸۸ : آب معکوس در میان شراب