برگردان به زبان ساده
شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
خطّ تو آن نبات که از قند رسته است
هوش مصنوعی: شور و شوقی در زلف تو وجود دارد که از قید و بند رهایی یافته است. خط زیبای تو همانند گیاهی است که از شکر رشد کرده و سرسبز شده است.
آن هندوی سیه که تواش بند کرده ئی
بسیار قلب صف شکنان کو شکسته است
هوش مصنوعی: آن زن هندی سیاهچهره که به او وابستهای، قلب بسیاری از دلیران را شکسته است.
گر زانگ روی و موی تو آشوب عالمست
ما را شبی مبارک و روزی خجسته است
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و جمال تو باعث شور و آشفتگی در جهان شود، برای ما شبی نیکو و روزی خوش است.
هر چند نیست با کمرت هیچ در میان
خود را بزرنگر که چنان بر تو بسته است
هوش مصنوعی: هر چند که بین تو و او هیچ ارتباطی وجود ندارد، اما خودت را بزرگتر از آنچه که هستی تصور کن، زیرا او به گونهای به تو وابسته است.
با من مکن به پسته ی شیرین مضایقت
آخر نه شهر جمله پر از قند و پسته است
هوش مصنوعی: با من در مورد پسته ی شیرین سختگیر نباش، زیرا در این شهر همه جا پر از قند و پسته است.
دانی که بر عذار تو خال سیاه چیست
زاغی که بر کناره ی باغی نشسته است
هوش مصنوعی: میدانی که آن نقطه سیاه بر صورت تو چیست؟ زاغی است که بر لبهی باغ نشسته است.
من چون ز دام عشق رهائی طلب کنم
کانکس که خسته است بتیغ تو رسته است
هوش مصنوعی: من وقتی که از عشق میخواهم رهایی پیدا کنم، مانند کسی هستم که از بند و زنجیر خسته شده و با تبر از آن رسته است.
گفتم که چشم مست تو خونم بریخت گفت
یک لحظه تن بزن که بخسبد که خسته است
هوش مصنوعی: به او گفتم که نگاه دلربایت باعث درد و رنج من شده است، او در پاسخ گفت: یک لحظه از این حال بیرون بیا و استراحت کن، زیرا خسته و فرسوده شدهای.
خواجو چنین که اشک تو بینم ز تاب مهر
گوئی مگر که رشته پروین گسسته است
هوش مصنوعی: خواب و خواب دیدن تو را میبینم و اشک تو را احساس میکنم. به نظر میرسد که نور خورشید، مانند دوری ستاره پروین، از زندگیام رفته است.