برگردان به زبان ساده
بر سر کوی خرابات محبت کوئیست
که مرا بر سر آن کوی نظر بر سوئیست
هوش مصنوعی: در خیابان محبت، جایی هست که مشغول آن هستم و من همواره میخواهم به آن مکان نگاهی بیندازم.
دهنش یکسر مویست و میانش یک موی
وز میان تن من تا بمیانش موئیست
هوش مصنوعی: دهانش پر از مو است و در میانهاش یک دسته مو وجود دارد. از وسط بدن من تا میانهاش نیز یک رشته مو هست.
ابروی او که ز چشمم نرود پیوسته
نه کمانیست که شایسته ی هر بازوئیست
هوش مصنوعی: ابروی او نمیگذارد که چشمم از او برگردد، چون این ابرو مانند کمانی است که مخصوص هر بازویی نیست.
مرهمی از من مجروح مدارید دریغ
که دلم خسته ی پیکان کمال ابروئیست
هوش مصنوعی: دلسردی و غم من را کم کنید، چرا که قلبم از تیرگی عشق و زیبایی ابروهای او زخمی و خسته است.
گر من از خوی بد خویش نگردم چه عجب
هر کسی را که در آفاق ببینی خوئیست
هوش مصنوعی: اگر من نتوانم از خوی بد خود دور شوم، تعجبی ندارد که هر کسی که در دنیا میبینی، خصوصیات و صفات مخصوصی دارد.
ز آتش دوزخم از بهر چه می ترسانید
دوزخ آنست که خالی ز بهشتی روئیست
هوش مصنوعی: من از آتش زخم خود میسوزم، چرا مرا از دوزخ میترسانید؟ دوزخ واقعی جایی است که از روی بهشتی بیخبر باشد.
نسخه ی غالیه یا رایحه ی گلزارست
نکهت سنبل تریا نفس گلبوئیست
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی به توصیف عطر و بوی گلها میپردازد. در واقع، میگوید که بوی عطر خاصی، مشابه با رایحهای از گلها مانند سنبل و گلبو است. به طور کلی، اشاره دارد به لطافت و دلنشینی این رایحهها که به انسان حس تازگی و طراوت میدهد.
هر که از زلف دراز تو نگوید سخنی
دست کوته کن ازو زانک پریشان گوئیست
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره زلف بلند تو چیزی نگوید، بهتر است که از او دوری کنی، چون او فردی پریشان و آشفته است.
اگر از کوی تو خواجو بملامت نرود
مکنش هیچ ملامت که ملامت جوئیست
هوش مصنوعی: اگر کسی از محبت و دوستی تو نرنجد و شکایتی نکند، خودت هم هیچگاه او را سرزنش نکن، زیرا سرزنش فقط درد و کینه به وجود میآورد.