برگردان به زبان ساده
اینهمه مستی ما مستی مستی دگرست
وین همه هستی ما هستی هستی دگرست
هوش مصنوعی: ما در این حالتی که داریم، نوعی شگفتی و سرمستی را تجربه میکنیم که با مستیهایی که دیگران دارند، متفاوت است. همچنین، وجود ما نیز به گونهای است که با وجودهای دیگر تفاوت دارد و به نوعی خاص و منحصر به فرد است.
خیز و بیرون ز دو عالم وطنی حاصل کن
که برون از دو جهان جای نشستی دگرست
هوش مصنوعی: برخی از دلایل زندگی را رها کن و برای خود یک مکان واقعی و معنادار پیدا کن؛ زیرا در خارج از این دو جهان، جایی برای سکونت وجود دارد که متفاوت و خاص است.
گفتم از دست تو سرگشته عالم گشتم
گفت این سر سبک امروز ز دستی دگرست
هوش مصنوعی: گفتم به خاطر تو ویران و گیج شدم، او گفت امروز این سر بیخبر از دست کسی دیگر است.
تا صبا قلب سر زلف تو در چین بشکست
هر زمان بر من دلخسته شکستی دگرست
هوش مصنوعی: وزش نسیم، قلب من را از غم عشق تو به درد آورده و هر بار که بر من غمگین و دل شکستهام، تو نیز به چیزی دیگر رنجیده میشوی.
کس چو من مست نیفتاد ز خمخانه ی عشق
گرچه در هر طرف از چشم تو مستی دگرست
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه من از عشق، مست و شاداب نیفتاده است؛ هرچند در هر گوشهای از نگاه تو، نشانهای از مستی و سرمستی دیگری به چشم میخورد.
تا بر آمد ز بنا گوش تو خورشید جمال
هر سر زلف تو خورشید پرستی دگرست
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید زیباییات از گوشهی چهرهات طلوع کرد، پرستش زیباییات به چیزی دیگر تبدیل میشود.
چون سپر نفکند از غمزه ی خوبان خواجو
زانک آن ناوک دلدوز ز شستی دگرست
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایان با نگاههای خود تیراندازی نمیکنند، خوشا به حال من که این تیر دلسوز از چشمی دیگر پرتاب میشود.