برگردان به زبان ساده
چو آن فتنه از خواب سر برگرفت
صراحی طلب کرد و ساغر گرفت
هوش مصنوعی: وقتی آن فتنه از خواب بیدار شد، خواست تا جام نوشیدنی و لیوانش را بیاورند.
سمن قرطه ی فستقی چاک زد
چو او پرنیان در صنوبر گرفت
هوش مصنوعی: سمن قرطه (گیاه یا درختی) را به خاطر رنگش شبیه خوشههای فندق میدانند که مانند پارچهای نرم و لطیف در بین درختان صنوبر قرار گرفته است.
بنفشه ببرک سمن برشکست
جهان نافه ی مشک اذفر گرفت
هوش مصنوعی: بنفشهای زیبا و خوشبو در کنار سمنها سر برآورده است و جهانی که پر از عطر و بوی مشک است را به وجود آورده.
بر آتش فکند از خم طرّه عود
نسیم صبا بوی عنبر گرفت
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی با وزش خود عطر عود را از موهای معطرش پخش کرد و به این ترتیب، بوی خوشی مانند بوی عنبر را به وجود آورد.
ببوسید لعلش لب جام را
می رواقی طعم شکّر گرفت
هوش مصنوعی: لب جام را که به رنگ لعل اوست، بوسید و به خاطر این کار، می رواقی طعم شیرینی پیدا کرد.
چو شد سرگران از شراب گران
دگر نرگسش مستی از سر گرفت
هوش مصنوعی: وقتی سر او از نوشیدنی گرانقیمت مست شد، دیگر نرگسش حالت گیجی و مستی را دوباره به دست آورد.
چو مرغ صراحی نوا ساز کرد
مه چنگ زن چنگ در برگرفت
هوش مصنوعی: زمانی که مرغی به نغمهسرایی با ساز میپردازد، مه، چنگزن با اشتیاق، به نوازندگی چنگ مشغول میشود و آن را در دست میگیرد.
بسی اشک من طعنه بر سیم زد
بی رنگ من خرده بر زر گرفت
هوش مصنوعی: بسیار بودند اشکهای من که به زیبایی نقره آسیب زدند و من هم بر فقدان رنگ خود نکتههایی را گفتم و بر ارزش طلا خرده گرفتم.
چو خواجو چراغ دلش مرده بود
بزد آه و شمع فلک در گرفت
هوش مصنوعی: وقتی خواجو دلش خاموش و بینور بود، آهی کشید و در نتیجه، آتش شمع آسمان نیز شعلهور شد.