برگردان به زبان ساده
بگذر ای خواجه و بگذار مرامست اینجا
که برون شد دل سرمست من از دست اینجا
هوش مصنوعی: ای آقا، برگرد و بگذار اینجا بماند، چرا که دل شاداب من دیگر نمیتواند در اینجا بماند و از دست رفته است.
چون توانم شد از اینجا که غمش موی کشان
دلم آورد و بزنجیر فروبست اینجا
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از این مکان بروم در حالی که اندوهش با موهایش دلم را به زنجیر کشیده و در اینجا محبوس کرده است؟
تا نگوئی که من اینجا ز چه مست افتادم
هیچ هشیار نیامد که نشد مست اینجا
هوش مصنوعی: برای اینکه نتوانی بگویی من چرا در اینجا به خواب رفتهام، هیچ کسی که هشیار باشد نیامده که ببیند چرا من در این مکان به مستی افتادهام.
کیست این فتنه ی نوخاسته کز مهر رخش
این دل شیفته حال آمد و بنشست اینجا
هوش مصنوعی: کیست این جذابیت تازهای که به خاطر چهرهی زیبای تو، دلم را به دام انداخته و در اینجا نشسته است؟
دل مسکین مرا نیست در اینجا قدری
زانک صد دل چو دل خستهٔ من هست اینجا
هوش مصنوعی: دل بیچارهام در اینجا آرامش ندارد، زیرا صد دل مانند دل خستهٔ من در اینجا وجود دارد.
دوش کز ساغر دل خون جگر می خوردم
شیشه ناگه بشد از دستم و بشکست اینجا
هوش مصنوعی: دیشب در حالی که از دل شاد و شیشهی دلخوشی برای خود نوشیدنی مینوشیدم، ناگهان شیشه از دستم افتاد و شکست.
نام خواجو مبر ای خواجه درین ورطه که هست
صد چو آن خسته ی دلسوخته در شست اینجا
هوش مصنوعی: ای خواجه، نام خواجو را در این وضعیت فراموش نکن، زیرا در اینجا کسانی هستند که مانند آن دل سوخته و خسته بسیارند.