برگردان به زبان ساده
نظری کن اگرت خاطر دوریشانست
که جمال تو ز حسن نظر ایشانست
هوش مصنوعی: اگر دلت به دوری آنها ناراحت است، به آنها نگاهی بینداز؛ زیرا زیبایی تو ناشی از توجه آنهاست.
روی ازین بنده ی بیچاره ی درویش متاب
زانک سلطان جهان بنده ی درویشانست
هوش مصنوعی: به روی این بندهی بیچاره و درویش ننگر، زیرا سلطان عالم نیز بندهی درویشان است.
پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنم
آشنایان غمت را چه غم از خویشانست
هوش مصنوعی: من به نصیحت خویشاوندانام توجه نمیکنم، چون دلیلی برای این کار ندارم. آشنایان و دوستانم که در غم و اندوه من هستند، چه اهمیتی به خویشاوندان من میدهند؟
بده آن باده ی نوشین که ندارم سر خویش
کانک از خویش کند بیخبرم خویش آنست
هوش مصنوعی: بده آن شراب خوشمزهای را که من هیچکدام از خودم را نمیشناسم، زیرا که آن شراب باعث میشود از خودم بیخبر شوم.
حاصل از عمر بجز وصل نکورویان نیست
لیکن اندیشه ز تشویش بد اندیشانست
هوش مصنوعی: زندگی جز رسیدن به معشوقان نیکو را فایدهای ندارد، اما نگرانی و فکر کردن بابت افکار منفی دیگران، تنها باعث دلنگرانی خواهد شد.
نکنم ترکش اگر زانک به تیرم بزند
خنک آن صید که قربان جفا کیشانست
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از تیر عشق دوری کنم، این کار را نمیکنم، زیرا آن را رها نمیکنم. چه خوب است آن کسی که قربانی ظلم و خیانت میشود.
مرهمی بر دل خواجو که نهد زانک طبیب
فارغ از درد دل خسته ی دل ریشانست
هوش مصنوعی: دارویی بر دل خواجو بگذار که طبیب از درد دل آزردگان بیخبر است.