برگردان به زبان ساده
زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
که وصف آتش سوزان بنی مشکل توان کردن
هوش مصنوعی: زبان و قلم نمیتوانند احساسات عمیق دل را به خوبی بیان کنند، چرا که توصیف آتش سوزانی که در درون انسان وجود دارد، کار آسانی نیست.
در آن حضرت که باد صبح گردش در نمی یابد
دمادم قاصدی باید ز خون دل روان کردن
هوش مصنوعی: در آن جا که صبح نمیتواند به آرامی بوزد، باید هر لحظه پیامی از دلِ پر از اندوه ارسال کرد.
شبان تیره از مهرش نبینم در مه و پروین
که شرط دوستی نبود نظر در این و آن کردن
هوش مصنوعی: من در شبهای تار، حتی با وجود دوستیام، نمیتوانم از نور محبت او در ماه و ستارهها بهرهمند شوم. زیرا شرط واقعی دوستی این نیست که به این و آن نگاه کنیم.
مرا ماهیت رویش چو شد روشن بدانستم
که بی وجهست تشبیهش بماه آسمان کردن
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و ویژگیهای چهرهاش برایم آشکار شد، فهمیدم که مقایسه او با ماه آسمان بیمورد است.
چو در لعل پریرویان طمع بی هیچ نتوان کرد
نباید تنگدستانرا حدیث آن دهان کردن
هوش مصنوعی: وقتی که در برابر زیبایی و جذابیت افرادی که مانند لعل و جواهرند، هیچ امیدی برای دستیابی به آنها وجود ندارد، نباید از وضعیت و صحبت کردن درباره دهان و زیباییهای آنها به افراد کمدرآمد بگوییم.
کمر موی میانش را چنان در حلقه آوردست
که از دقّت نمی یارم نظر در آن میان کردن
هوش مصنوعی: او موهایش را به طرز زیبایی در حلقهای جمع کرده است، به طوری که من قادر نیستم به دقت به آن نگاه کنم.
برغم دشمنان با دوست پیمان تازه خواهم کرد
که ترک دوستان نتوان بقول دشمنان کردن
هوش مصنوعی: با وجود دشواریها و دشمنیها، تصمیم دارم که با دوستانم دوباره عهد و پیمان ببندم، زیرا نمیتوان به سخنان و وعدههای دشمنان اعتماد کرد و دوستان را ترک کرد.
در آن معرض که جان بازان بکوی عشق در تازند
اگر جانان دلش خواهد چه باشد ترک جان کردن
هوش مصنوعی: در آنجایی که عاشقان برای رسیدن به عشق خود تلاش میکنند، اگر معشوق دلش بخواهد، ترک جان و زندگی چه اهمیتی دارد؟
کسی کش چشم آهوئی بروباهی بدام آرد
خلاف عقل باشد پنجه با شیر ژیان کردن
هوش مصنوعی: کسی که بخواهد با چشمان زیبا و فریبندهی یک آهو به دام بیفتد، اگر بخواهد با شدت و قدرت از خود دفاع کند، کار احمقانهای کرده است. همچنین، اینکه با شیر وحشی و خطرناک به نبرد بپردازد، نشانهای از ناپختگی و عدم درک عواقب کارش است.
چو از آه خدا خوانان برافتد ملک سلطانان
نباید پادشاهان را ستم بر پاسبان کردن
هوش مصنوعی: زمانی که آه و نالهی خداوند به جایی برسد، سلطنت و پادشاهی دیگر توجیهی نخواهد داشت و پادشاهان نباید بر نگهبانان ظلم کنند.
ز باغ و بوستان چوی بوی وصل دوستان آید
خوشا با دوستان آهنگ باغ و بوستان کردن
هوش مصنوعی: وقتی بوی وصل دوستان از باغ و بوستان به مشام میرسد، چه خوب است که با دوستان به باغ و بوستان برویم و این لحظات را با هم بگذرانیم.
بگوئی آخر ای یاران بدان خورشید عیاران
که چندین بر سبکباران نشاید سر گران کردن
هوش مصنوعی: ای یاران، بگویید که نمیتوان بر سبکی و راحتی زندگی، بار سنگینی گذاشت و سختی را بدوش کشید.
جهان بر حسن روی تست و ارباب نظر دانند
که از ملک جهان خوشتر تماشای جهان کردن
هوش مصنوعی: جهان به زیبایی چهرهات وابسته است و صاحبان نظر میدانند که تماشای زیباییهای جهان، از خود ملک جهان هم دلپذیرتر است.
اگر خواجو نمی خواهی که پیش ناوکت میرد
چرا باید ز مژگان تیر و از ابرو کمان کردن
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی خواجو به دست تو آسیب ببیند، پس چرا با چشمانت مثل تیر و ابرویت مثل کمان او را هدف قرار میدهی؟