برگردان به زبان ساده
دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
چشمه ی خون از چشم گشادیم و شدیم
هوش مصنوعی: ما دل را به خاطر عشق و غم تو فدای تو کردهایم و حالا چشمانمان همچون چشمهای از خون اشک میریزند.
پشت بر دنیی و دین کرده و جان در سر دل
روی در بادیه ی عشق نهادیم و شدیم
هوش مصنوعی: ما به دنیای فانی و ظواهر آن پشت کردهایم و به اصول دین احترام گذاشتهایم. اکنون تمام وجود خود را در راه عشق قرار داده و به عشق گام نهادهایم و به این مقام رسیدهایم.
تو نشسته بمی و مطرب و مامست و خراب
مدّتی بر سر کوی تو ستادیم و شدیم
هوش مصنوعی: در حالتی که تو نشستهای، ما در حال نشستن و گوش دادن به موسیقی هستیم. مدت زیادی در کنار کوچهات ایستادیم و حالوهوای نابودگی را تجربه کردیم.
چون دل خسته ی ما رفت بباد از پی دل
همره قافله ی باد فتادیم و شدیم
هوش مصنوعی: وقتی دل خستهمان به باد رفت، برای دنبال کردن آن، به جمع بادها پیوستیم و به راهی نامعلوم رفتیم.
همچو خواجو نگرفته ز دهانت کامی
بوسه برخاک سرکوی تو دادیم و شدیم
هوش مصنوعی: به مانند خواجو، نتوانستیم به آنچه که میخواهیم از تو بدست آوریم، اما برای عشق تو، بوسهای بر خاک سرکوی تو نهادیم و به همین دلیل بر خود میفخر کردیم.