برگردان به زبان ساده
روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی
صبرم اگر مدد شدی دل ز تو واستاندمی
هوش مصنوعی: اگر بر چهرۀ تو نگاهی میانداختم، جانم را به پای تو میریختم؛ اگر کمک میکردی، صبرم را کنار میگذاشتم و دل را از تو میگرفتم.
چون تو در آمدی اگر غرقه ی خون نبود می
بس که گهر بدیدگان در قدمت فشاندمی
هوش مصنوعی: وقتی تو وارد شدی، اگر از شدت احساس غم و اندوه به شدت نگریسته نمی شدم، به یقین اشک هایی چون مروارید را به پای تو می ریختم.
کاج نراندی ای صنم توسن سرکش از برم
تا ز دو دیده در پیت خون جگر نراندمی
هوش مصنوعی: ای معشوق من، تو مانند یک اسب سرکش میمانی که نمیخواهم از کنارم دور شوی. تنها از دو چشمانم، دریای غم و خون دل را نمیریزم.
پای دل رمیده گر باز بدستم آمدی
ترک تو کردمی و خویش از همه وارهاندمی
هوش مصنوعی: اگر دوباره دل گریزانت به من برگردد، از تو بریدن و جدا شدن از تمام دیگران را انتخاب میکنم.
نوک قلم بسوختی از دل سوزناک من
گرنه ز دیده دمبدم آب برو چکاندمی
هوش مصنوعی: نوک قلم در اثر احساسات عمیق و سوزان من سوخته، و اگر نه، از چشمانم هر لحظه آب اشک میریخت.
ضعف رها نمی کند ورنه ز آه صبحدم
شعله فروز چرخ را مشعله وانشاندمی
هوش مصنوعی: ضعف من رها نمیکند؛ اگر نه، صدای دلانگیز صبحگاهی میتوانست آتش زندگی را روشن کند و مرا بیدار کند.
خواجو اگر چو دود دل دست در آه من زدی
گر بزمین فروشدی بر فلکش رساندمی
هوش مصنوعی: اگر خواجو مثل دود دل را به آه من میسوزاند، به زمین میافتاد و من او را به آسمان میرساندم.