برگردان به زبان ساده
ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
چشم تو مست خواب و تو مست و خراب می
هوش مصنوعی: ای کسی که به چشمهی نوشینی رفتهای، آب چشمان تو مرا در خواب فرو برده و من نیز به خاطر تو در حال مستی و سرمستی هستم.
فرخنده روز آنک بروی تو هر دمش
طالع شود ز مطلع جام آفتاب می
هوش مصنوعی: در روز شاد و خوش، هر لحظه که تو به چهرهات میخندی، از طلوع آفتاب مانند نشانهای خوشیمن بروز میکند.
اکنون که باد صبح گشاید نقاب گل
آب فسرده را ز چه سازی نقاب می
هوش مصنوعی: اکنون که باد صبح در حال باز کردن چهرهی گل است، چرا تو باید نقاب آب سرد را برداری؟
تا کی کنم ز دیده ی می لعل در قدح
از گوهر قدح بنما لعل ناب می
هوش مصنوعی: چقدر باید به تماشای شراب خوشرنگ و زیبا از لبهی لیوان ادامه دهم؟ بیا و زیبایی و خالص بودن این شراب را به من نشان بده.
حاجت بشمع نیست که بزم معاشران
روشن بود بتیره شب از ماهتاب می
هوش مصنوعی: نیاز به شمع نیست که مهمانی دوستان روشن باشد؛ شب تاریک با نور ماه روشن است.
هر چند گفته اند حکیمان که نافعست
محروریان آتش غم را لعاب می
هوش مصنوعی: با وجود اینکه حکما معتقدند که درد و رنج میتواند انسان را از درد بهبود بخشد، اما در واقع این غمها همچنان مانند آتش درون را میسوزاند.
ساقی ز دور ما قدحی چند در گذار
کز بسکه آتشست نداریم تاب می
هوش مصنوعی: ای ساقی، از دور برای ما چند جام بیاور که از شدت آتش عشق، دیگر تاب و تحمل نداریم.
چشمم نگر ز شوق تو قائم مقام جام
اشکم ببین ز لعل تو نایب مناب می
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر شوق تو همچون جام اشکم میدرخشد؛ ببین که به خاطر لبهای شما، اشکهایم همچون می نوشیدنی شده است.
خواجو که هست بر در میخانه خاک راه
با او مگوی هیچ سخن جز ز باب می
هوش مصنوعی: خواجو که جلوی میخانه نشسته است، با او هیچ گفتوگویی نکن جز دربارهٔ مسائل مربوط به شراب.