برگردان به زبان ساده
ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
نتوان دیدن از آن موی میان یک سر موی
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلربایی شخصی اشاره دارد که در میان انبوهی از موها، مانند یک تار موست. به عبارتی، در بین جمعیت و شلوغی، فردی خاص و منحصر به فرد وجود دارد که به راحتی نمیتوان او را از دیگران تشخیص داد و در واقع، زیبایی و جذابیت او در میان جمع به شکل خاصی جلوهگری میکند.
بی میان و دهن تنگ تو از پیکر و دل
زین ندارم بجز از موئی وزان یک سر موی
هوش مصنوعی: در میان تو و من فاصلهای وجود دارد و این دل و وجود من از این فاصله رنج میبرد. جز یک تار موی تو که نمادی از عشق و پیوند ماست، چیزی دیگر ندارم.
ناوک چشم تو گر موی شکافد شاید
کابروت فرق ندارد ز کمان یک سر موی
هوش مصنوعی: اگر پلکهای چشمان تو موی سر را بشکافند، ممکن است زیبا رویی تو از کمان نیز زیباتر باشد.
تو بهنگام سخن گر نشوی موی شکاف
کس نیابد ز دهان تو نشان یک سر موی
هوش مصنوعی: اگر در صحبت کردن موی شکاف نشوی، کسی از دهان تو علامتی از یک تار مو هم نخواهد یافت.
ور نیاید دهنت در نظر ای جان جهان
نکنم میل سوی جان و جهان یک سر موی
هوش مصنوعی: اگر دهان تو در نظر من نیاید، ای جان جهان، من هیچ تمایلی به جان و جهان ندارم حتی به اندازه یک موی.
تاب تیر تو ندارم که ندارد فرقی
ناوک غمزه ات از نوک سنان یک سر موی
هوش مصنوعی: من تحمل تیر محبت تو را ندارم؛ زیرا فرق چندانی بین تیر بیرحم چشمانت و نوک نیزه نیست، چون هر دو به من آسیب میزنند.
زاهد صومعه در حلقه ی زنّار شود
گر شود از سر زلف تو عیان یک سر موی
هوش مصنوعی: اگر زاهدی که در صومعه زندگی میکند، به زیبایی و جذابیت موهای تو نگاهی بیندازد، احتمالاً تحت تأثیر آن قرار میگیرد و به گناه و دنیاخواهی کشیده میشود.
نکشد این دل دیوانه سودائی من
سر از آن سلسله مشک فشان یک سر موی
هوش مصنوعی: دل دیوانهام به خاطر آن موی مشکین تو، نمیتواند آرام بگیرد و از آن زنجیرهی زیبایی دست بکشد.
خواجو ار زانک بهر موی زبانی گردد
نکند از غم عشق تو بیان یک سر موی
هوش مصنوعی: اگر خواجو بخواهد برای تو از موهای زبانی سخن بگوید، هرگز نمیتواند غم عشق تو را به طور کامل بیان کند، حتی اگر تنها به یک تار موی تو اشاره کند.