برگردان به زبان ساده
از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئی
یا جعد مشک فام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: آیا تو مشک معطر را روی آتش گذاشتهای یا موهای زیبای سیاه را بر روی آتش قرار دادهای؟
زلفت بر آب شست فکندست یا ز زلف
بر طرف دانه دام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: زلف تو یا بر آب افتاده است و یا از طرف زلف، دانهای را بر آتش گذاشتهای.
بازم بطرّه از چه دلاویز می کنی
چون فلفلم مدام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: تو دوباره شراب را چگونه مینوشی که مثل فلفل همیشه زیر فشار و حرارت قرار داری؟
زان لعل آبدار که همرنگ آتشست
نعلم علی الدّوام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: از آن لعل زیبایی که رنگش به آتش میماند، بهطور مداوم نمیتوان روی آتش نگهاش داشت.
هم فلفلست بر آتش و هم نعل تافتست
برنام من کدام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: این عبارت به تضاد و تنش در شرایط اشاره دارد. فلفل و نعل هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند؛ فلفل در آتش به تندی و تیزی میافزاید و نعل هم به نوعی در آتش میتابد. پرسش اصلی این است که کدام یک بر آتش قرار گرفتهاند و به چه صورتی بر آن اثر میگذارند. در واقع، این جمله به انتخاب و تاثیرگذاری در شرایط مختلف میپردازد.
دلهای شیخ و شاب بخون درفکنده ئی
جانهای خاص و عام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: دلهای شیخ و جوانان به خون آغشته شده و جانهای خاص و عام به آتش سپرده شده است.
از زلف مشکبوی تو مجلس معطّرست
گوئی که عود خام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: محفل ما به خاطر زلفهای خوشبو و دلانگیز تو عطرآگین شده است، انگار که عود تازهای را روی آتش گذاشتهای.
آبی بر آتشم زن از آن آتش مذاب
کاب و گلم تمام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: به من آرامش بده و نگذار آتش درونم شعلهور شود، چون همه چیزم در این آتش سوزان در حال سوختن است.
چون آبگون قدح ز می آتش نقاب شد
پنداشتم که جام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: وقتی که مانند شیشه، فنجان پر از شراب، آتش گرفته است، گمان کردم که ظرف را روی آتش گذاشتهام.
خواجو برو بآب خرابات غسل کن
گر رخت ننگ و نام بر آتش نهاده ئی
هوش مصنوعی: خواجو به خویش بگو که به سراغ آب خراباتی برود و خود را بشوید. اگر از پیش، عیب و ننگی به خود گرفتهای، باید آن را کنار بگذاری.