برگردان به زبان ساده
نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی شیرینی لبت را چشیدم، دیگر از شیرینی دیگر صحبت نکنم. اگر چه نبات مصری هم شیرین است، اما شیرینی لبت برایم خاصتر و دلچسبتر است.
بتوکی توان رسیدن چو ز خویش رفتم
ز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم
هوش مصنوعی: وقتی که از خود دور شدم، به تو رسیدن سخت شد و وقتی که از تو دور شدم، بریدن از خود هم دشوار شد.
چه فروشی آب رویم که بملک عالم
نفروشم آرزویت که بجان خریدم
هوش مصنوعی: هیچ قیمتی برای آبرویم نمیگذارم و آرزوی تو را که جانم را به خاطر آن فدای کردهام، به هیچ چیزی نمیفروشم.
ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم
نروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم
هوش مصنوعی: اکنون از دست تو چیزی نمیدهم چون خود را از دست دادهام. از برابر تیغ تو دور نمیشوم چون به جانم رسیده است.
چه نکردم از وفا بتو میل کردم
چه ندیدم از جفا تا ز تو هجر دیدم
هوش مصنوعی: من از محبت و وفاداری تجاهل نکردم و هرگز از بدیها و بیمهریهای تو چیزی ندیدم تا اینکه دوری و جدایی تو را تجربه کردم.
که برد خبر بیارم که ز اشتیاقش
ز خبر برفتم از وی چو خبر شنیدم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم خبری را برسانم که به خاطر عشقش از او دور افتادم و وقتی خبر را شنیدم، دوباره به یاد او افتادم.
نکشیده زلف عنبر شکنش چو خواجو
نتوان بشرح گفتن که چها کشیدم
هوش مصنوعی: زلفهای زیبای او را نتوان به راحتی توصیف کرد، زیرا مانند خواجو در دل من تأثیر عمیقی گذاشته است و نمیتوانم از درد و مشکلاتی که به خاطر او کشیدهام، به وضوح بگویم.