برگردان به زبان ساده
زلفش نافه ی تاتار تاریست
که هر تار از سر زلفش تتاریست
هوش مصنوعی: زلف او مانند پارچهای زیبا و دستبافت است، که هر رشتهاش نمایانگر تار و پود همان پارچه است.
ز شامش صدشکن بر زنگبارست
ولی هرچین ز شامش زنگباریست
هوش مصنوعی: از شام او صد نوع زیبایی و دلربایی وجود دارد، اما هر چقدر هم که این زیباییها جذاب و فریبنده باشند، در نهایت باید به این نکته توجه کنیم که همه این زیباییها به نوعی شباهت به هم دارند و در پیوندی خاص حاضرند.
از آن دُردانه تا من برکنارم
کنارم روز و شب دریا کناریست
هوش مصنوعی: از آن دُردانهای که من از او دورم، روز و شب در کنار من، دریایی از تنهایی وجود دارد.
مرو ساقی که بی آن لعل میگون
قدح نوشیدنم امشب خماریست
هوش مصنوعی: ساقی، نرو! زیرا بدون شراب ناب و خوشطعمات، امشب حال و هوای من حالت خماری دارد.
کسی کز خاک کوی دوست ببرید
بروزو درگذر کو خاکساریست
هوش مصنوعی: کسی که از خاک کوی محبوبش دور شود، در واقع از عظمت و تواضع محروم است.
رسن بازی کنم با سنبلت لیک
پریشانم که بس آشفته کاریست
هوش مصنوعی: من با زیبایی تو بازی میکنم، اما در درون خودم آشفته و پریشانم چون این کار پر از پیچیدگی و سختی است.
قوی جعدت پریشانست و در تاب
زریحان خطت گوئی غباریست
هوش مصنوعی: موهای قوی و مجعد تو پریشان شده و خط زیبای صورتت مانند غباری است که بر آن نشسته.
هر آنکو برگ گلبرگ تو دارد
بچشمش هر گلی مانند خاریست
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش عشق و محبت تو را داشته باشد، برای او دیگر گلها هیچ ارزشی ندارند و فقط به چشمش مانند خار به نظر میآیند.
گهی کز خاک خواجو بردمد خار
یقین میدان که بازش خار خاریست
هوش مصنوعی: گاهی از خاک خواجو، گلی رشد میکند که نشاندهندهی حقیقتی است. اما این را بدان که پس از مدتی، همان گل هم به خار تبدیل میشود.