برگردان به زبان ساده
مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
بده صبری درین کارم که کاراز دست بیرون شد
هوش مصنوعی: ای بخت، به من کمک کن، زیرا هنگامی که یارم را از دست دادم، به من صبر بده که در این وضعیت، کارهایم از دستم خارج شده است.
نگارین دست من بگرفت و از دست نگارینش
دلم خون گشت و زین دستم نگار از دست بیرون شد
هوش مصنوعی: دست زیبای محبوبم را گرفتم و از دست زیبای او، دلم پر از درد و غم شد و به همین خاطر، محبوبم از دستم جدا شد.
شکنج افعی زلفش که با من مهره می بازد
بریزم مهره ی مهر ارچه مار از دست بیرون شد
هوش مصنوعی: زیبایی و فریبایی زلف او همچون افعی است که در بازی عشق مرا به سمت خود میکشاند و اگرچه مهر و عشق من از دستم خارج شده، اما همچنان در این بازی حاضر و فعالم.
من آنگه بختیار آیم که یارم بختیار آید
ولی از بخت یاری کوچو یار از دست بیرون شد
هوش مصنوعی: من زمانی خوشبخت و شادمان میشوم که همراه من، یاری خوب و خوشبخت باشد، اما از بد روزگار، یارم از دست رفت و دیگر نمیتوانم به شادی در کنار او برسم.
صبا گو باد می پیما و سوسن گو زبان میکش
که بلبل راز عشق گل قرار از دست بیرون شد
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به گل سوسن بگو که به آرامی زبانش را حرکت دهد، زیرا بلبل از درد عشق گل دیگر آرامش ندارد و به تلاطم افتاده است.
مگر مرغ سحر خوانرا هم آوازی بدست آید
که چون بادش بصد دستان بهار از دست بیرون شد
هوش مصنوعی: مگر پرنده سحر بتواند هم نوازی پیدا کند که وقتی باد بهاری از دست برود، صدای او هم در دل طبیعت نغمهسرا گردد.
می اکنون در قدح ریزم که خواجو می پرست آمد
گل این ساعت بدست آرم که خار از دست بیرون شد
هوش مصنوعی: اکنون شراب در جام میریزم چون خواجو آمده است. گل را در این لحظه به دست میآورم که خار از دستانم خارج شده است.