برگردان به زبان ساده
صبح چون گلشن جمال تو دید
بر عروسان بوستان خندید
هوش مصنوعی: صبح که زیبایی و جمال تو را به مانند گلشن مشاهده کرد، بر عروسان باغ خندید.
نام لعلت چو بر زبان راندم
از لبم آب زندگی بچکید
هوش مصنوعی: وقتی نام زیبایی تو را بر زبان آوردم، از لبانم زندگی جاری شد.
صبحدم حرز هفت هیکل چرخ
از سر مهر بر رخ تو دمید
هوش مصنوعی: صبح زود، نور آفتاب به چهره تو تابیده و زیبایی هفت آسمان را تحت تأثیر قرار داده است.
مرغ جان در هوات پر می زد
بال زد وز پیت روان بپرید
هوش مصنوعی: روح من در عشق تو پرواز میکند و به سوی تو میرود و از جانی سرشار از محبت، آزاد میشود.
هر که شد مشتری مهر رخت
خرمن مه به نیم جو نخرید
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق چهره تو شد، هرگز نمیتواند زیباییهای تو را به چیزی کم و ناچیز مثل نیم جو نبیند و در برابرش قرار دهد.
وانک چون دیده دید روی ترا
خویشتن را بهیچ روی ندید
هوش مصنوعی: اما هنگامی که چهرهات را دید، دیگر هیچ چیزی را به زیبایی تو ننگرید و همه چیز را در مقایسه با تو ناچیز دید.
سرمکش زانک از چمن بیرون
سرو تا سر کشید سر نکشید
هوش مصنوعی: سرو از میان چمن بیرون میآید و به آسمان سر بلند میکند، ولی من در حالتی هستم که سرم را نمیتوانم بلند کنم.
در رهن خاک راه شد خواجو
لیک برگرد مرکبت نرسید
هوش مصنوعی: خواجو به سمت خاک و زمین رفت، اما برگردان تو به مرکبت نرسید.