برگردان به زبان ساده
ای رهروان بادیه پیمای چرخ را
رکن بساط مجلس اعلات مرحله
هوش مصنوعی: ای مسافران راه، چرخ کیهانی تکیهگاه اصلیست در مهمانی بزرگ.
قدر ترا که دانه و دام از معالیست
طاوس گلشن فلک افتاده در تله
هوش مصنوعی: قدر و ارزش تو به اندازهای است که مانند دانهای در دامی، که به زیبایی طاووس در بهشت آسمانی گرفتار شده، به دام افتادهای.
خیاط چرخ ساخته از جرم ماه و مهر
درّاعه جلال ترا گوی و انگله
هوش مصنوعی: خیاطی که چرخ را از مواد ماه و خورشید ساخته، تو را متبرک و زیبا کرده است.
تا خاک آستان ترا گشت مشتری
بالا گرفت کار فلک زین معامله
هوش مصنوعی: زمانی که خاک پای تو ارزشمند و گرانبها شد، آسمان نیز تحت تاثیر این امر، به کارهای خود ادامه داد.
از خوان بخشش تو جهان چارپهلو است
باقی ز تنگ حوصلگی می کند زله
هوش مصنوعی: از سفرهی بخشش تو، جهان به چهار طرف میچرخد و باقیماندهاش به خاطر تنگحوصلهگیاش دچار زحمت میشود.
در بند آهنست کنون آنکه مدتی
بر دست و پای بر که نهادند سلسله
هوش مصنوعی: کنون کسی که زمانی به دست و پاهایش زنجیر بسته بودند، اکنون در قید و بند آهنی است.
گوئی ز صدمه ی نفس وی فرو نشست
بر قصر لاجورد فلک شمع و مشعله
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آسیبهای ناشی از نفس او باعث شده تا آسمان، که مثل یک قصر لاجوردی است، خاموش و تاریک شود و نورها و روشناییها در آن کمرنگ گردند.
در نیمروز قافله سالار مصر را
گوئی مگر بسر حد شامست قافله
هوش مصنوعی: گویی در میانه روز، کاروانی به رهبری سالار مصر در حال حرکت است و نزدیک مرز شام دیده میشود.
دی بامداد کز طرف کاروان شرق
برخاست بانک جنبش زرّینه زنگله
هوش مصنوعی: دیروز صبح، وقتی از سمت کاروان شرق صدای زنگولههای طلایی به گوش رسید.
چون از افق علامت صبح آشکار شد
برداشتم ز جور فلک شور و مشغله
هوش مصنوعی: زمانی که نشانههای صبح از دور پیدا شد، از بار سنگین مشکلات و نگرانیهای زندگی رها شدم.
همچون سپید مهره رعد از غریو من
شد قبّه سحاب پر از بانک و غلغله
هوش مصنوعی: همچون صدا و درخشش رعد و برق، صدای من باعث شد که آسمان پر از ابر و هیاهو شود.
کای سرد مهر گرم در آخر بدین صفت
افتادگان بی سر و پا را مکن یله
هوش مصنوعی: ای کسی که سرد و بیعفت هستی، به خاطر آخر و عاقبت اینگونه افراد بیهدف و بیهویت، از آنها دوری کن و به حالشان رحم نکن.
از قرص گرمت ار بمن افتد نواله ئی
حقّا اگر کنم بدو عالم مقابله
هوش مصنوعی: اگر تکهای از غذای گرم و دلپذیرت به من برسد، راستش اگر به آن توجه نکنم و آن را نادیده بگیرم، به همه دنیا به نوعی بیاحترامی کردهام.
جنگ آور فصاحت من با هزار جهد
نانی بدست می نکند بی مجادله
هوش مصنوعی: نیازی به تلاش زیاد و جنگ و جدل نیست تا به هدف خود برسم؛ این قدرت بیان من به تنهایی نمیتواند مرا به موفقیت برساند.
چون تشنگان بادیه از فرط محنتم
نی برگ بودنست و نه ترتیب راحله
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیتی اشاره دارد که آدمی در شرایط سخت و دشوار قرار دارد. مانند تشنگان در بیابان که به خاطر مشکلات و رنجهایی که در آنجا میکشند، دیگر نه توانایی برگشتن به وضع عادی را دارند و نه میتوانند راه خروجی پیدا کنند. این وضعیت نشاندهنده یأس و ناامیدی در برابر چالشهای زندگی است.
سلطان چرخ گرم شد و تیغ بر کشید
گفت ای فسرده دل چه فروشست و ولوله
هوش مصنوعی: سلطان زمان برانگیخته شد و شمشیرش را کشید و گفت: ای دل غمگین، چه خبر است و شلوغی در کار چیست؟
از کهکشان بپرس که بر خرمن قمر
یک جو ندید مشتری این مه ز سنبله
هوش مصنوعی: از کهکشان بپرس که در خوشهای که قمر قرار دارد، مشتری (سیاره بزرگ) هیچ چیزی را نمیتواند ببیند و این ماه به گونهای در حال ظهور است که انگار در کشتزار سنبله قرار دارد.
هم چاره آنک نوبتی از دست روزگار
سوی جناب داور دوران بری گله
هوش مصنوعی: کسی دیگر نمیتواند چارهای برای من پیدا کند، چون زمانه نوبت خود را به سوی خداوندی که داور زمان است میفرستد و این موضوع مرا به شدت نگران میکند.
اعظم جلال دین که ز آسیب قهر او
بر هفت قلعه ی فلک افتاد زلزله
هوش مصنوعی: جلال دین، بزرگترین قدرت و شکوه، آن چنان تأثیر عمیقی دارد که حتی غضب او باعث میشود که هفت قلعه آسمان به لرزه درآید.
تا صبحدم ترنم بلبل بود بباغ
خالی مباد بزم تو یکدم ز بلبله
هوش مصنوعی: تا صبح که پرنده خوشصدا میخواند، باغ نباید خالی باشد؛ نغمهها و شادیها باید همیشه در این بزم جاری باشد.