برگردان به زبان ساده
زُر أرض دار سُعدی یا بارق الغوادی
طُف حول ربع سُلمی یا دارع البوادی
هوش مصنوعی: ای زمین خانه سعدی، ای درخشانترین ستاره، دور بزن در اطراف این خانه سلیم، ای سکونتگاه بیابانیان.
غافل مشو ز سوزم چون آه سینه دیدی
و اندیشه کن ز آتش چون دود گشت بادی
هوش مصنوعی: دلسوزی و غم من را دست کم نگیر زمانی که آهی از دل کشیدهام، و به تأمل در آتش ناشی از درد و غم من بپرداز که چگونه چون دود در فضا پراکنده میشود.
نارُ الهموم هاجت من قلبی اشتغالاً
ماه الغرام تجری من مدمعی کواد
ترجمه: آتش غم، در سینهام، باهیجان شعله میکشد؛ و اشکهایم از شدت عشق سوزان، از چشمانم، مانند رودی ریزانند. ( ماه در ترکیب ماه الغرام، به معنای آب است که برای سهولت در ترجمه و سادگی فهم مخاطب، به اشک برگردانده شده است.)
کس را مبادا زینسان حاصل ز درد هجران
بیخویشی و غریبی، رندی و نامرادی
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید به خاطر درد جدایی و تنهایی، به رندی و بداقبالی دچار شود.
فی اضلعُی حللتم کالسر فی الجنان
فی مُقلتی نزلتم کالنور فی السواد
شما همانند راز در دل، در قفسه سینهام قرار گرفتهای؛ و همانند نور در سیاهی تاریکی، در چشمم نشستهای(مقلة یعنی سپیدی چشم که مجازا چشم مفهوم و ترجمه میشود)
هرچند بیهدایت واصل نمیتوان شد
در عشق سالکان را جز عشق نیست هادی
هوش مصنوعی: اگرچه برای رسیدن به عشق باید هدایت داشت، اما تنها چیزی که سالکان را در این مسیر راهنمایی میکند، خود عشق است.
یا مولِعاً بهجری لا یمکن اصطباری
یا زایر الغیری ما غبت عن فؤادی
ای که مشتاق فراق از منی! ای که میخواهی در هجر خود مرا نگه داری! صبرم تمام شده؛ ای که به دیدار دیگران میروی- و به دیدار ما نمیآیی- از دل غایب نمیشوی و یادت در دل باقی است
خواجو چو نیک نامی در راه عشق تنگست
تا در پی صلاحی میدان که در فسادی
هوش مصنوعی: خواجو، در عشق، راهی دشوار و تنگ دارد و باید توجه کند که در جستجوی صلاح و نیکی است، اما در این مسیر ممکن است به فساد و مشکلاتی برخورد کند.